Super User

Super User

در حالی که بحث درباره نسل Z در محیط کار به یک کلیشه تکراری تبدیل شده، کارشناسان می‌گویند این برچسب‌گذاری‌ها نه تنها کمکی به فهم واقعیت نمی‌کند، بلکه تصویر نادرستی از شکاف‌های واقعی بازار کار ارائه می‌دهد.

به گزارش گیل تیتر به نقل از اقتصادنیوز، در ماه‌های اخیر موج تازه‌ای از تحلیل‌ها، گزارش‌ها و حتی توصیه‌های مدیریتی با محوریت «نسل Z در محیط کار» دوباره به جریان افتاده است؛ از عادت‌های رفتاری و سبک زندگی گرفته تا نگرش این نسل به کار، فناوری و آینده شغلی. اما در پس این موج پرسر‌و‌صدا، یک پرسش اساسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است: «آیا اساسا نگاه نسل‌محور به نیروی کار هنوز یک ابزار تحلیلی معتبر است یا تنها یک برچسب ساده‌ساز و گمراه‌کننده که واقعیت پیچیده بازار کار را پنهان می‌کند؟»

فایننشیال‌تایمز نوشت؛ برچسب‌های نسلیِ بی‌معنا کمکی نمی‌کنند؛ آن هم در دورانی که محیط کار یکی از معدود جاهایی است که جوان‌ترها و مسن‌ترها هنوز در کنار هم قرار می‌گیرند.

 

«آیا می‌دانستید نسل Z کمتر الکل مصرف می‌کند، شبکه‌های اجتماعی را کنار می‌گذارد و رابطه‌ای کاملا متفاوت با مفهوم حقیقت پیدا کرده است؟، آیا خبر داشتید همین نسل معتقد است هوش مصنوعی آنها را کم‌هوش‌تر می‌کند، برای مشاوره شغلی بیشتر به تیک‌تاک اعتماد دارد تا استخدام‌کنندگان، و فکر می‌کند مدرک چهارساله دانشگاهی شاید دیگر ارزشش را نداشته باشد؟»

 

تمام این موارد تنها قطره‌ای از سیل مطالب مربوط به نسل Z است که این ماه وارد صندوق ایمیل من شده‌اند.

دلیل دارد که از واژه «سیل مهملات» استفاده می‌کنم. سه‌شنبه آینده دقیقا پنج سال از زمانی می‌گذرد که یک جامعه‌شناس آمریکایی به نام Philip Cohen موضعی کم‌سابقه و تند علیه اصطلاحاتی مانند نسل Z، هزاره‌ای‌ها و دیگر برچسب‌های نسلی اتخاذ کرد.

 
 

او در نامه‌ای سرگشاده به Pew Research Center که توسط ده‌ها پژوهشگر دیگر نیز امضا شد، نوشت استفاده از این برچسب‌ها «شبه‌علم را ترویج می‌کند، درک عمومی را تضعیف می‌کند و مانع پژوهش‌های علوم اجتماعی می‌شود.»

برچسب‌های نسلی؛ از پژوهش علمی تا کلیشه‌های سطحی

کوهن بی‌دلیل سراغ این اندیشکده معتبر آمریکایی نرفته بود.

 

مرکز پژوهشی پیو نقش بزرگی در مشروعیت‌بخشی به این ایده داشت که متولدین سال‌های 1946 تا 1964 «بیبی‌بومرها» هستند، پس از آنها نسل X قرار دارد که بین 1965 تا 1980 متولد شده‌اند، سپس هزاره‌ای‌ها یا Millennials متولد 1981 تا 1996 و در نهایت نسل Z که بین 1997 تا 2012 به دنیا آمده‌اند.

اما همان‌طور که کوهن اشاره کرد، هیچ پایه علمی محکمی برای بیشتر این تقسیم‌بندی‌ها وجود ندارد؛ تقسیم‌بندی‌هایی که باعث تقویت کلیشه‌های خام و تضعیف درک عمومی می‌شوند.

چند ماه پس از نامه کوهن، پژوهشگر اجتماعی بریتانیایی Bobby Duffy کتابی با عنوان Generations منتشر کرد که نشان می‌داد اگرچه تفاوت‌های واقعی محدودی میان نسل‌ها وجود دارد، اما بخش بزرگی از تصورات ما درباره تفاوت‌های نسلی هیچ تطابقی با واقعیت ندارد.

افراد مسن به اندازه جوانان درباره تغییرات اقلیمی نگران هستند. شاید جوان‌ترها بیشتر درباره «فضاهای امن» و «فرهنگ حذف» صحبت کنند، اما نسل‌های جوان همیشه سریع‌تر از بزرگ‌ترها با هنجارهای اجتماعی جدید سازگار شده‌اند.

وقتی نسل‌ها جای طبقه و نژاد را می‌گیرند

قرار دادن همه افراد در گروه‌های سنی فقط یک بحث دانشگاهی نیست. این کار مرزهای واقعی نژاد، جنسیت و طبقه اجتماعی را مخدوش می‌کند.

 

مرکز پیو در پاسخ به منتقدانش، در سال 2023 اعلام کرد که در آینده از زاویه نگاه نسلی کمتر استفاده خواهد کرد؛ مگر در مواردی که واقعا به بحث‌ها معنا بدهد و به فهم روندهای اجتماعی کمک کند.

اما همان‌طور که صندوق ایمیل من نشان می‌دهد، صنعت رسانه و بازاریابی تقریبا هیچ توجهی به این هشدار نکرده است؛ به‌ویژه وقتی صحبت از نسل Z باشد.

این موضوع اصلا عجیب نیست. روزنامه‌نگارها، از جمله خود من، بیش از آنچه باید از برچسب‌های نسلی به‌عنوان میانبر استفاده می‌کنیم؛ حتی وقتی بهتر می‌دانیم.

شرکت‌ها نیز روی جوان‌ها تمرکز می‌کنند به این امید که آنها به مشتریان دائمی تبدیل شوند و همچنین کارکنان جوانی جذب کنند که بتوانند مشتریان مشابهی را به سمت شرکت بیاورند.

محیط کار؛ آخرین نقطه اتصال نسل‌ها

به همین دلیل استادانی مانند بابی دافی مرتب به جلسات استراتژی شرکت‌ها دعوت می‌شوند؛ شرکت‌هایی که می‌خواهند بدانند چگونه باید «استراتژی محیط کار نسل Z» طراحی کنند.

اما پروفسور بابی دافی پاسخ صریحی به آنها می‌دهد.

او به من گفت: «سعی می‌کنم به مردم بفهمانم که این دقیقا سوال اشتباهی است و اگر مسئله را این‌گونه مطرح می‌کنید، خودتان بخشی از مشکل هستید نه راه‌حل.»

دافی به کارفرمایان توضیح می‌دهد که نسل Z در برخی جنبه‌ها واقعا با نسل‌های قبلی تفاوت دارد. آنها با فشار اقتصادی شدیدتر، نرخ بالاتر مشکلات روانی و مهم‌تر از همه، ورود دیرتر به بزرگسالی و تجربه کاری مواجه هستند.

در بریتانیا، سهم دانش‌آموزان 16 و 17 ساله‌ای که شغل دارند از 42 درصد در سال 1997 به تنها 20 درصد در سال 2024 سقوط کرده است.

اما بسیاری از افراد نسل‌های مسن‌تر نیز با مشکلات مشابهی روبه‌رو هستند و سیاست‌هایی که صرفا روی «مشکل نسل Z» متمرکز می‌شوند، در دورانی که انسان‌ها بیش از هر زمان دیگری جدا از هم زندگی می‌کنند، عمیقا غیرمفید هستند.

چهار دهه پیش، تفاوت چندانی میان ترکیب سنی شهرها و روستاهای بریتانیا وجود نداشت، اما از آن زمان روستاها پیرتر و شهرها جوان‌تر شده‌اند. ما حتی در فضای آنلاین و آفلاین نیز زندگی‌های جداگانه‌تری داریم و فعالیت‌هایی که نسل‌ها را کنار هم جمع کند کمتر انجام می‌دهیم.

همان‌طور که دافی اشاره می‌کند، محیط کار یکی از معدود جاهایی است که افراد در تمام سنین مجبورند در کنار هم قرار بگیرند.

تعداد شمارگان مجموعه "قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب" از پنج میلیون فراتر رفت.

به گزارش پایگاه خبری گیل تیتر به نقل از خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مجموعه هشت جلدی «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» از چند جهت آغازگر یک راه در ادبیات داستانی کودک و نوجوان بود. مرحوم مهدی آذریزدی که پیش از این کار نیز آثاری منتشر کرده بود، با گزینش و پرداخت داستانی به حکایت‌هایی که در دل شاهکارهای ادبی بود، توانست مسیر بازآفرینی از گنجینه ادب فارسی را متناسب با ذائقه کودک و نوجوان امروز هموار کند. 

راهی که آذریزدی آغاز کرد

او در این مجموعه با پرداختن به قصص و حکایت‌های که در دل آثاری چون کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه، مثنوی معنوی، قرآن کریم، آثار عطار نیشابوری،حکایت‌های سعدی در گلستان و روایت‌هایی از زندگی چهارده معصوم(ع) تلاش داشت ضمن بازتعریف این قصه‌ها، ذائقه نسل جدید را با طعم شیرین زبان فارسی و ذخائر آن آشنا کند.

داستان‌های پیرمرد یزدی در این مجموعه، زبانی ساده و متناسب با حوصله و احوال مخاطب کودک و نوجوان دارد و به دور از پرحرفی و شاخ و برگ دادن‌های اضافه منتشر شده‌اند. کتاب از همان سال‌های ابتدایی پس از نشر مورد توجه اهالی قلم و فرهنگ قرار گرفت و تا امروز، جزو پرمخاطب‌ترین آثار ادبیات کودک و نوجوان است.

پنج میلیونی شدن کتاب‌های پیرمرد قصه‌گو

از سوی دیگر، کاری که آذریزدی آغاز کرد، سال‌ها بعد با حضور نویسندگان جوان‌نر امتداد یافت؛ تا جایی که سهم قابل توجهی از ادبیات کودک و نوجوان امروز به بازآفرینی دلستان‌های ادبیات کلاسیک اختصاص دارد.

مجدالدین معلمی، مدیر انتشارات امیرکبیر، در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم، از انتشار پنج میلیون نسخه از این اثر تاکنون خبر داد و آن را "پرفروش‌ترین کتاب" توصیف کرد. 

به گفته او؛ قرار است در آینده‌ای نزدیک جشنی به همین مناسبت برای مجموعه کتاب "قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب" برگزار شود.

خودم را مدیون این مرد می‌دانم

رهبر شهید انقلاب در بیاناتشان درباره این مجموعه فرموده بودند: 

من خودم را از جهت رسیدگی به فرزندانم، بخشی مدیون این مرد و کتاب این مرد میدانم. آنوقتی که کتاب ایشان درآمد - اول هم به نظرم دو جلد، سه جلد، تا آنوقتی که من اطلاع پیدا کردم، از این کتاب درآمده بود؛ «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» - من رفتم تورق کردم.

بچه‌های ما داشتند به دوران مُراهقی - یعنی نزدیکی به بلوغ - میرسیدند، دوره هم دوره‌ی طاغوت بود و همه‌ی عوامل در جهت گمره‌سازی ذهن و دل جوان حرکت میکرد. من دلم میخواست چیزی باشد که جوانهای ما با او هدایت شوند و جاذبه هم داشته باشد. خب، کتاب خوب که خیلی بود. بنده فهرست پیشنهادی کتاب مینوشتم و بین جوانهای دانشجو و دانش‌آموزهای سطوح بالای دبیرستانها پخش میشد، اما برای بچه‌های کوچک، دستمان خالی بود، تا اینکه کتاب ایشان را من پیدا کردم. نگاه کردم دیدم این از جهات متعددی، از دو سه جهت، همان چیزی است که من دنبالش میگردم.

به نظرم دو جلد یا سه جلد آنوقت چاپ شده بود، خریدم. بعد هم دنبالش گشتم تا اینکه جلد پنجم به نظرم یا ششم - حالا درست نمیدانم، یادم نیست - درآمد؛ بتدریج چاپ شد و من رفتم تهیه کردم و برای فرزندانم خریدم.

نه فقط فرزندان، بلکه در سطح شعاع ارتباطات فامیلی و دوستانه، هرجا دستم رسید و فرزندی داشتند که مناسب بود با این قضیه، این کتاب ایشان را معرفی کردم.

خواستم این حق‌شناسی را من به نوبه‌ی خود کرده باشم. ایشان یک خلأئی را در یک برهه‌ی از زمان برای زنجیره‌ی طولانی فرهنگی این کشور پر کردند. این کار، باارزش است. خداوند از شما - آقای مهدی آذر یزدی! - این خدمت را قبول کند و مأجور باشید. این ستایشهای زبانی و اینها، اجر کارهائی که با اخلاص انجام گرفته باشد، نمیشود؛ اجر کار مخلصانه را خدا باید بدهد و خدا هم خواهد داد.

انتشارات امیرکبیر در نمایشگاه مجازی کتاب تهران و در فروشگاه‌های خود این اثر را عرضه کرده است.

 

مقامات محلی در رشت، مرکز استان گیلان، در حال تشدید اقدامات برای ساماندهی مشاغل غیررسمی شهری، از جمله ون‌های کافه سیار، گاری‌های کباب و دستفروشان هستند. این حرکت در شرایطی صورت می‌گیرد که شهر با معضل سد معبر و گسترش کسب‌وکارهای بدون مجوز مواجه شده است.

در جلسه ۱۸۴ کمیسیون بهداشت، محیط زیست و خدمات شهری شورای اسلامی رشت، حسن کریمی کرنق، رئیس کمیسیون، بر ادامه روند شناسایی صاحبان مشاغل خرد و سیار تأکید کرد و استقرار کانکس‌ها در خیابان‌ها را «مصداق سد معبر آشکار» و عامل نازیبایی و ناامنی شهری خواند. وی پیشنهاد جانمایی چند خیابان مشخص برای مشاغل غذایی را مطرح کرد.

در این جلسه که با حضور مدیران سازمان ساماندهی مشاغل و معاونان مناطق پنج‌گانه برگزار شد، اعضای شورا نسبت به بیت‌تفاوتی شهرداری در برابر فروشندگان سیار انتقاد کردند. یکی از اعضا، عباس‌نژاد، هشدار داد که سخت‌گیری شهرداری نسبت به املاک تجاری ثابت در مقابل انفعال در قبال دستفروشان، توجیه اقتصادی مغازه‌داران را تهدید می‌کند.

اسماعیل رحمتی، مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهرداری رشت، آمار دقیقی از وضعیت موجود ارائه داد: از ۲۷۹ دکه فعال در سطح شهر، تنها ۱۲۰ دکه دارای قرارداد رسمی با شهرداری هستند و حدود ۱۵۰ دکه بدون مجوز فعالیت می‌کنند. وی همچنین از استقرار تقریباً ۳۰۰ کانکس در نقاط مختلف شهر خبر داد و جمع‌آوری آن‌ها را ضروری خواند. به گفته رحمتی، برای متخلفان پرونده‌های قضایی تشکیل شده و دو پرونده مشمول کیفرخواست شده است.

هادی رمضانی، رئیس کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورا، بر لزوم اطلاع‌رسانی عمومی از طریق نصب بنر تأکید کرد تا دستفروشان از آغاز طرح ساماندهی پس از اتمام تجمعات شبانه مطلع شوند. وی هشدار داد که نباید در برابر بی‌نظمی بی‌تفاوت بود، اما همچنین بر جلوگیری از آسیب به معیشت شهروندان در فرآیند ساماندهی تأکید کرد.

طبق اعلام مسئولان، مشاغل سیار ون کافه و گاری کبابها ملزم به اخذ کارت سلامت شده‌اند و برنامه شهرداری ساماندهی آن‌ها در خیابان‌های مشخص با واگذاری به پیمانکار، الگوبرداری از طرح‌های مشابه در تهران و مشهد است.

در ابتدای این جلسه، کریمی کرنق درگذشت نابهنگام دکتر محمدرضا علیزاده، معاون اجتماعی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت را به خانواده وی و مجموعه شهرداری تسلیت گفت و از او به عنوان همکاری پرتلاش و دغدغه‌مند یاد کرد./ مهران تقوای معصومی

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی محیط زیست گیلان از ثبت و شناسایی نخستین قورباغه درختی خاوری آبی‌رنگ کشور در استان گیلان خبر داد.

به گزارش پایگاه خبری گیل تیتر به نقل از همشهری آنلاین،عباس عاشوری گفت: برای نخستین‌بار در ایران، نمونه‌ای از قورباغه درختی خاوری با رنگ آبی در زیستگاه‌های طبیعی استان گیلان مشاهده و ثبت شد؛ رخدادی کم‌نظیر که اهمیت اکولوژیک و پژوهشی ویژه‌ای برای مطالعات تنوع زیستی کشور دارد.

وی افزود: این گونه در شرایط طبیعی معمولاً با رنگ‌های زرد مایل به سبز یا کرم مایل به قهوه‌ای مشاهده می‌شود، اما بروز ناهنجاری‌های رنگی یا «کالر آنومالی» در برخی موارد می‌تواند موجب تغییر رنگ بدن این جانوران شود، این اختلال که در اثر عوامل محیطی و به‌ویژه نوسانات شدید دمایی ایجاد می‌شود، پدیده‌ای نسبتاً نادر در میان قورباغه‌هاست؛ به‌گونه‌ای که ممکن است از هر ۲۰ هزار قورباغه درختی، تنها یک مورد به رنگ آبی مشاهده شود.

اولین قورباغه درختی آبی‌رنگ ایران در گیلان پیدا شد | تصاویر

اولین قورباغه درختی آبی‌رنگ ایران در گیلان پیدا شد | تصاویر

اولین قورباغه درختی آبی‌رنگ ایران در گیلان پیدا شد | تصاویر

اولین قورباغه درختی آبی‌رنگ ایران در گیلان پیدا شد | تصاویر

این روزها که موج تخریب علیه علی دایی شدت گرفته، باید از خودمان بپرسیم که با شکستن اسطوره‌هایمان در سطوح مختلف جامعه، قرار است به کجا برسیم؟

ملت‌ها را نه با ساختمان‌ها و برج‌های بلند، که با قامت ایستاده اسطوره‌هایشان می‌شناسند. اما این روزها در تندباد قضاوت‌های عجولانه، تبر به ریشه درختانی می‌زنیم که سال‌هاست سایه‌سار غرور ملی ما بوده‌اند.

علی دایی؛ فراتر از یک نام

از او چه می‌خواهیم؟ او که نام ایران را در معتبرترین ورزشگاه‌های جهان طنین‌انداز کرد؛ مردی که وجاهتش اعتبار پاسپورت ورزشی ماست. اختلاف سلیقه؟ مگر می‌شود در دنیای به این بزرگی، همه یک‌جور فکر کنند؟ اما کجای جهان، اعتبار بین‌المللی یک ملت را به پای اختلاف نظر شخصی قربانی می‌کنند؟ دایی فقط گل‌زن قهار زمین فوتبال نبود؛ او گل‌زن میدان انسانیت در زلزله کرمانشاه و روزهای سخت مردم هم بود. انکار او، انکار بخشی از شناسنامه ملی ماست.

نوبت به چه کسی می‌رسد؟

اگر امروز دایی را بشکنیم، فردا نوبت کیست؟ آیا نوبت بی‌رحمی و قضاوت‌های عجولانه به رسول خادم نمی‌رسد؟ همان مردی که پهلوان بودنش را نه در ویترین‌های طلا، که در خاک خسته سیستان و بلوچستان باید جست‌وجو کرد.

قهرمان المپیک، مردی که جهان در برابر فنون کشتی‌اش سر تعظیم فرود می‌آورد، ماشین شخصی‌اش را می‌فروشد تا سقف خانه پیرزنی در دورافتاده‌ترین نقطه شرق کشور نریزد. او فقط سقف خانه آن پیرزن را ترمیم نکرد؛ او سقف کرامت انسانی را در این خاک محکم کرد.

امروز علی دایی را بشکنیم؛ فردا با رسول خادم چه می‌کنیم؟/ مردی که ماشین شخصی‌اش را به خاطر یک پیرزن مظلوم فروخت

ما به کجا می‌رویم؟

تخریب اسطوره‌ها، تخریب الگوست. وقتی دایی و خادم را هدف قرار می‌دهیم، در واقع به نسل بعد می‌گوییم: «قهرمان نشوید، پهلوان نمانید، چون در نهایت قضاوت‌های بی‌رحمانه در انتظارتان است.»

تفاوت سلیقه نباید به ترور شخصیت ختم شود. دایی و خادم، دارایی‌های غیرقابل جایگزین ایران هستند. بیایید به جای گشتن دنبال یک نقطه خاکستری در پرونده درخشان این آدم‌ها، به خورشید وجودشان نگاه کنیم که هنوز هم برای ایران و ایرانی می‌تپد.


یک عضو ارشد شورای شهر رشت در جلسه این هفته، پیش‌نویس اولیه طرح جامع سیما و منظر شهری را به شدت مورد نقد قرار داد و از شرکت مشاور خواست از کلیات انتزاعی و تئوریک فاصله گرفته و برنامه‌ای عملیاتی و منطبق بر جغرافیای خاص این شهر ارائه کند.
دکتر سیدحسین رضویان، رئیس کمیسیون توسعه پایدار شورای اسلامی شهر رشت، در یکصد و شصت و چهارمین جلسه این کمیسیون و پس از استماع گزارش شرکت مشاور، گفت: «کتابچه‌ای که به عنوان طرح جامع سیما و منظر در اختیار من قرار گرفته، بسیار کلی‌نگر و عاری از جزئیات شخصی‌سازی‌شده برای شهر رشت است. انتظار جدی ما این است که این طرح از کلیات اَبزُرد فاصله بگیرد و برنامه‌ای کاربردی و عملیاتی ارائه دهد.»
وی که ریاست این جلسه را بر عهده داشت، ضمن قدردانی از شهرداری به دلیل پیگیری موضوع از ابتدای سال ۱۴۰۳، تصریح کرد که دستورالعمل نهایی باید در تک‌تک حوزه‌های مرتبط، راهبردهایی ملموس و عینی برای پاسخگویی به نیازهای شهر رشت در بر داشته باشد. رضویان افزود: «این طرح نباید صرفاً به یک سند تزئینی و قفسه‌ای تبدیل شود، بلکه باید به جعبه‌ابزاری اجرایی برای مدیریت سیما و منظر شهری بدل گردد.»
در این جلسه که با حضور نادر حسینی و مجید عزیزی (اعضای کمیسیون)، پورناصرانی (معاون معماری و شهرسازی شهرداری) و محجوب (سرپرست سازمان سیما و منظر) برگزار شد، شکاف میان برنامه‌ریزی دانشگاهی و اجرای بوروکراتیک به وضوح نمایان شد. به نظر می‌رسد تنش اساسی در این است که چگونه می‌توان فلسفه طراحی را به آیین‌نامه‌های اجرایی الزام‌آور برای نماها، تابلوها و فضاهای عمومی تبدیل کرد.
ناظران شهری می‌گویند سیاست‌گذاران رشت به دنبال چارچوبی هستند که هویت بصری شهر را با توجه به اقلیم مرطوب، بافت تاریخی و پویایی‌های فرهنگی استان گیلان سامان دهد و دیگر طرح‌های کلی و غیربومی پاسخگوی این نیاز نیستند. شرکت مشاور تا لحظه انتشار این گزارش، به اظهارات مطرح‌شده در جلسه واکنشی نشان نداده است./مهران تقوای معصومی


مهران تقوای معصومی رشت، یکی از کلانشهرهای شمال کشور، طی سال‌های اخیر با گسترش چشمگیر پدیده دستفروشی و فعالیت مشاغل سیار مواجه بوده است. از خیابان‌های پررفتوآمد مرکزی تا محله‌های شلوغ شهر، حضور بساط‌گستران و گاری‌کباب‌ها، ضمن فراهم‌آوردن زمینه اشتغال برای قشر قابل توجهی از شهروندان، چالش‌های جدی در حوزه نظم شهری، ترافیک و حقوق کسبه رسمی ایجاد کرده است. پرسش اینجاست که چگونه می‌توان میان معیشت این گروه از فعالان اقتصادی و ضرورت انضباط شهری تعادل برقرار کرد؟ بر اساس آخرین تحولات مدیریت شهری و الگوهای موفق داخلی، به نظر می‌رسد ساماندهی هوشمندانه، گام به گام و مشارکت‌محور، تنها راه عبور از وضعیت موجود است.
تغییر رویکرد در رشت؛ از انفعال تا برنامه‌ریزی جدی
در آخرین روزهای آذر و دی ماه ۱۴۰۴، مجموعه مدیریت شهری رشت با قوت بیشتری موضوع ساماندهی دستفروشان و مشاغل سیار را در دستور کار قرار داد. فرماندار شهرستان رشت در همین رابطه تأکید کرد که ساماندهی دستفروشان و گاری‌کبابی‌ها باید با برنامه‌ریزی دقیق و رعایت حقوق عمومی انجام شود و هدف نهایی این اقدامات، ایجاد شهری منظم، قابل تردد و ایمن برای شهروندان است و هیچ‌گونه فعالیت اقتصادی نباید به بی‌نظمی معابر منجر شود.
از سوی دیگر، رحیم شوقی، شهردار رشت در جلسه ساماندهی مشاغل سیار با تأکید بر نگاه فراتر از رویکرد انتفاعی، خاطرنشان کرد که شهرداری از این پس پشتیبانی بیشتری از مجموعه‌های مرتبط با مشاغل شهری خواهد داشت تا هم نظم شهری بازگردانده شود و هم زمینه فعالیت منظم و قابل نظارت برای کسبه سیار ایجاد گردد. این اظهارات نشان‌دهنده تغییر نگاه از برخوردهای سلبی صرف به رویکردی جامع‌نگر مبتنی بر تنظیم‌گری و حمایت توأمان است.
الگوهای موفق؛ تجربه شهرهای پیشرو
نکته قابل توجه آنکه شهردار رشت در سخنان خود، تجربه موفق مدیریت بازار در شهر تهران را به عنوان الگو مطرح کرده و بر وجود بازارچه‌های شهروندی و تامین مستقیم کالا توسط شهرداری‌ها به عنوان ابزاری برای کنترل قیمت‌ها و بهبود خدمات عمومی تأکید کرده است. تنها در پایتخت، طبق آخرین آمار حدود ۲۰ هزار دستفروش در سطح شهر فعالیت می‌کنند که اقدامات مختلفی از جمله احداث بازارهای ثابت در نقاط مختلف تهران برای ساماندهی آن‌ها انجام شده است.
فراتر از تهران، رئیس مرکز پژوهش و مطالعات راهبردی شورای اسلامی شهر کرج نیز با اشاره به الگوگیری از تجارب سایر کلانشهرها تصریح کرده است: «در بررسی نمونه‌های داخلی، کلانشهرهای تبریز، اصفهان، اهواز، شیراز و مشهد الگوهای موفقی در ساماندهی دستفروشان ارائه داده‌اند». در همین راستا، بر اساس قوانین بالادستی، شهرداری‌ها ملزم به ایجاد و راه‌اندازی روزبازارها برای ساماندهی دستفروشان هستند. نکته حائز اهمیت آنکه در الگوهای بین‌المللی نیز دستفروشان در ردیف خرده‌فروشان دیده شده و برای این صنف بازارچه‌های مخصوص احداث شده است که این رویکرد می‌تواند برای رشت نیز قابل تعمیم باشد.
ایجاد بازارهای محلی و فصلی؛ راهکاری اثبات‌شده
یکی از محوری‌ترین راهکارهای ساماندهی دستفروشان، ایجاد بازارچه‌های محلی و فصلی با مشارکت بخش خصوصی و نهادهای عمومی است. به عنوان نمونه، در تهران برنامه‌ریزی برای ایجاد ۲۰ بازارچه فصلی در سال ۱۴۰۴ و ساماندهی ۶ محور پرتردد دستفروشی در دستور کار قرار گرفته است. در رشت نیز سابقه چنین اقداماتی وجود دارد، به گونه‌ای که عضو کمیسیون بهداشت، محیط‌زیست و خدمات شهری شورای رشت پیشتر بر ضرورت بررسی جامعه هدف در طرح ساماندهی مشاغل سیار تأکید کرده بود. همچنین، پیشنهاد سرمایه‌گذاری ۴۵ میلیارد تومانی بخش خصوصی برای ساماندهی مشاغل سیار در رشت در گذشته مطرح شده بود که نشان‌دهنده ظرفیت بالای مشارکت مردمی در این حوزه است.
در این میان، رئیس شورای اسلامی شهر رشت با اشاره به افزایش مشکلات کسبه در پی گسترش دستفروشی در معابر شهری، تأکید کرده است که شهرداری به تنهایی توان و اختیار لازم برای ساماندهی کامل این پدیده را ندارد و همراهی سایر دستگاه‌ها ضروری است. این گزاره نشان می‌دهد که ساماندهی دستفروشان در رشت نیازمند هم‌افزایی میان شهرداری، فرمانداری، نیروی انتظامی، سازمان صنعت، معدن و تجارت و نهادهای حمایتی است.
چرایی ضرورت تغییر رویکرد در رشت
رشت به عنوان مرکز استان گیلان، همواره با مهاجرت‌پذیری و بیکاری ساختاری مواجه بوده است. پدیده دستفروشی تا حد زیادی ریشه در ناتوانی بخش رسمی اقتصاد در جذب نیروی کار دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از دستفروشان را زنان سرپرست خانوار و افرادی تشکیل می‌دهند که سرمایه کافی برای ورود به مشاغل رسمی ندارند. از همین رو، نگاه قهری و صرفاً سلبی به این پدیده، نه تنها کارآمد نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای اجتماعی ناخواسته به دنبال داشته باشد.
مدیریت‌شهری رشت به خوبی از این واقعیت آگاه است و بر همین اساس، رویکرد ساماندهی با محوریت حقوق شهروندی و حفظ کرامت فعالان این عرصه را در پیش گرفته است. این رویکرد با الگوی مصوب وزارت کشور در قالب «دستورالعمل ساماندهی دستفروشی و مشاغل سیار» هماهنگ است که بر شناسایی افراد واجد شرایط، تعیین محل‌های مجاز استقرار و ایجاد بازارچه‌های فصلی تأکید دارد.
چشم‌انداز پیش رو
با توجه به عزم جدی مدیریت ارشد استان و شهرداری رشت برای ساماندهی این حوزه، انتظار می‌رود در ماه‌های آینده شاهد تدوین و اجرای یک طرح جامع و فازبندی شده برای ساماندهی دستفروشان و مشاغل سیار در رشت باشیم. آنچه مسلم است، موفقیت این طرح در گرو سه عامل کلیدی است: نخست، شناسایی دقیق و میدانی جامعه هدف به تفکیک نوع فعالیت و موقعیت مکانی؛ دوم، جانمایی و تجهیز مکان‌های مناسب برای استقرار دستفروشان در قالب بازارچه‌های محلی و فصلی با حداقل هزینه انتفاعی؛ و سوم، استمرار برنامه و پرهیز از رویکردهای مقطعی و ضربتی که در سال‌های گذشته بیشترین آسیب را به پایداری طرح‌های ساماندهی وارد کرده است.
همچنین، ایجاد سامانه الکترونیک برای ثبت‌نام، صدور مجوز و رصد فعالیت دستفروشان و مشاغل سیار می‌تواند شفافیت و کارآمدی طرح را به طور چشمگیری افزایش دهد. انتقال تجارب موفق شهرهای تهران، اصفهان، شیراز و مشهد به رشت، با در نظر گرفتن ویژگی‌های بومی و فرهنگی این کلانشهر شمالی، می‌تواند مسیر دستیابی به شهری منظم، پویا و در عین حال حامی اقشار کم‌برخوردار اقتصادی را هموار سازد.

در یکصدوپنجاه‌ونهمین جلسه کمیسیون توسعه پایدار شورای اسلامی شهر رشت، دکتر حاتم محمدی، روان‌شناس و پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت، به‌سخن انداخت که نسل Z با نگاه دیجیتال، شبکه‌محور و هویت‌جو به شهر نگاهی متفاوت دارد؛ شهر را نه‌تنها به‌عنوان محل سکونت، بلکه به‌عنوان عرصهٔ تجربه، مشارکت اجتماعی و بازنمایی هویت فردی می‌داند. او بر ضرورت تبدیل الگوی مدیریت شهری از کنترل‌محوریت به مشارکت‌محوریت تأکید کرد، چرا که «نسل Z نیاز به دیده‌شدن و اثرگذاری در ساختارهای رسمی دارد».

 

با اشاره به پیشینه فرهنگی و سرمایه تاریخی رشت، محمدی ادعا کرد که شهر «اجازهٔ قابل توجهی برای جذب و فعال‌سازی مشارکت نسل جدید» دارد؛ روحیهٔ گفت‌وگو، تنوع فرهنگی و سابقهٔ کنشگری اجتماعی در رشت می‌تواند بستر مناسبی برای هم‌افزایی بین‌نسلی فراهم کند. اما او در عین این نگاه مثبت، به چالش‌هایی چون نرخ بیکاری، مهاجرت نخبگان و تعمیق شکاف‌های نسلی هشدار داد. فقدان سازوکارهای واقعی مشارکت، احتمالاً «به بی‌اعتمادی اجتماعی و کناره‌گیری نسل جوان از فرآیندهای تصمیم‌سازی شهری» منجر خواهد شد.

 

محمدی همچنین اشاره کرد که نسل Z در رشت همزمان با فرهنگ بومی و جریان‌های جهانی در ارتباط است؛ در صورت محدود ماندن نقش‌آفرینی در فضای عینی شهر، نسل جوان به ناچار به عرصهٔ مجازی می‌رسد، که این امر فاصلهٔ آن‌ها را از بدنهٔ رسمی مدیریت شهری افزایش می‌دهد. در ادامه، او ریشه بخشی از تنش‌های موجود را در تفاوت برداشت نسلی از مفاهیمی چون «نظم» و «مشارکت» دانست: نسل‌های پیشین نظم را در چارچوب تبعیت تعریف می‌کردند، در حالی‌که نسل Z آن را در بستر تعامل، شفافیت و گفت‌وگو معنا می‌کند.

 

این پژوهشگر اجتماعی تأکید کرد که مدیریت شهری ناگزیر از پذیرش یک تغییر پارادایم است؛ از رویکرد کنترل‌محور به الگوی توانمندساز و مشارکت‌محور. به‌نظر او، «شنیدن پیش از قضاوت» و به‌رسمیت شناختن حق اظهار نظر نسل جوان، پیش‌شرط شکل‌گیری سرمایه اجتماعی پایدار در شهر است.

 

به منظور بهره‌گیری از ظرفیت نسل جدید در مسیر توسعه پایدار شهری، محمدی مجموعه‌ای از راهکارهای اجرایی را پیشنهاد داد. او اولین پیشنهاد، تشکیل شوراهای مشورتی جوانان با نقش مؤثر در فرآیندهای سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری شهری بود. سپس راه‌اندازی پلتفرم‌های دیجیتال مشارکت شهروندی برای تسهیل ارتباط دوسویه میان مدیریت شهری و نسل جوان؛ حمایت هدفمند از اقتصاد خلاق و استارتاپ‌های فناورانه به‌عنوان پیشران‌های اشتغال پایدار؛ ارتقای سواد رسانه‌ای و آموزش مهارت‌های گفت‌وگوی بین‌نسلی در سطح مدارس و نهادهای فرهنگی؛ و در نهایت بازتعریف و طراحی فضاهای عمومی شهری متناسب با نیازهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی نسل جدید.

 

در پایان نشست، دکتر محمدی گفت: «آینده رشت در گرو آن است که گفت‌وگوی بین‌نسلی به محور اصلی حکمرانی شهری تبدیل شود و نسل Z نه به‌عنوان مخاطب سیاست‌ها، بلکه به‌عنوان شریک توسعه در ساختار تصمیم‌گیری به رسمیت شناخته شود.» این پیام، در هارمونی با پیشنهادهای عملیاتی او، چارچوبی روشن برای تحول حکمرانی شهری در رشت ایجاد کرد، و نشان داد که نسل Z نه‌تنها نیرویی برای نوآوری است، بلکه عاملی کلیدی برای تثبیت سرمایه اجتماعی پایدار در این شهر است./مهران تقوای معصومی

  1. محبوبترین ها