محمدرسول محمدپور: طبقه متوسط در جوامعی همچون ایران به عنوان یک رکن کنشگر و موثر نقشی غیرقابل انکار در ایجاد و حفظ هارمونی زیست شهری داشته و به نوعی مسیر جامعه را به سوی توسعه پایدار تسهیل می کند.
طبقه متوسط مهم ترین مولفه جهت ایجاد انسجام یک جامعه بوده و غالبا خواستگاه نخبگان و روشنفکران است که توان مدیریت تودهها را در چالشها و رویدادهای ملی دارد.
ترغیب جامعه جهت حضور در کنشهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی در سطح ملی و اتخاذ رویکرد و مواضع عمومی در قبال اتفاقات روز بخش دیگری از اهم توان طبقه متوسط و نقش آفرینی در جامعه از سوی این طیف می باشد که تقویت آن مستقیما منجر به تقویت حاکمیت شده و علت ایجاد یک اتحاد ملی خواهد شد که این امر مستلزم حمایت مدون حاکمیت از این جریان اجتماعی می باشد.
طبقه متوسط بخشی از احاد جامعه است که نه بواسطه اتصال و اتکا به رانتهای نزدیک به هسته قدرت غنی محسوب می گردد و برچسب حاکمیتی دارد و نه به دلیل عدم تخصص در گروه ضعیف طبقه بندی میگردد. بخشی بینابین و بیناجامعه که با لمس حقیقی معضلات همواره به دنبال ارائه و اجرای راهکارهای کارآمد است که میتوان روحیه ملی، تحمل و بردباری عمومی را از آن تراز کرد به نوعی حاکمیت بواسطه سیاستگذاری صحیح و توجه به این رکن حائز اهمیت و تاثیرگذار به هر میزان به تقویت این طیف بپردازد؛یک جامعه مدنی پرنشاط و کنشگر خواهد داشت که بستر توسعه را ریل گذاری میکند.
متاسفانه در سالهای اخیر شاهد کم توجهی به حفظ طبقه متوسط در کشور هستیم و این فقدان اهمیت باعث سرخوردگی این طیف در جامعه ایران گردیده است اتفاق ناخوشایندی که طبعات آن را در آسیب های اجتماعی و افزایش بزه به وضوح مشاهده میکنیم.
بخش کوچکی از طبقه متوسط به واسطه شرایط فعلی از عقبه خود فارغ و با تغییر ماهیت درصدد حضور در جامعه آماری اغنیا هستند و برای نیل به این هدف با قرابت به دلالان خرد و کلان ناخودآگاه در مسیر رانت گام نهاده و به دنبال کسب مال از طرق نامشروع رفته و بخش دیگری که دیگر تاب فشارهای اقتصادی را ندارند؛باالاجبار به سمت طبقه فقیر رانده شدند و رشد آمار هر دوی این طیف خسران برای طبقه متوسط و به تبع آن خسران بزرگتر و جبران ناپذیر برای جامعه و حاکمیت در پی خواهد داشت.
با توجه به اینکه قالب افراد حاضر در این طبقه بندی کارمندان ادارات یا فعالین اقتصاد خرد می باشند از هم پاشیدگی آنها مستقیما زیرساخت های کشور را هدف قرار خواهد داد لذا انتظار می رود؛ حاکمیت با اصلاح رویکرد سالهای اخیر خود ابتدا با آسیب شناسی از لنز علم جامعه شناسی و فارغ از سیاست زدگی های مرسوم اقدام به احیای این رکن جامعه کرده چرا که بخش عمدهای از وظایف حاکمیتی که اتفاقا این روزها محلی از چالش گردیده است؛ در صورت احیای این طیف ناخودآگاه به فعالین اجتماعی و مدنی غیرانتفاعی انتقال خواهد یافت.