ایرج طهماسب در قسمت هفدهم « مهمونی » یک شگفتانه ویژه برای مخاطبانش دارد. او در این قسمت از عروسک دختر گلفروش که در واقع عشق «بچه» است رونمایی میکند. بچه یکی از محبوبترین شخصیتهای عروسکی «مهمونی» است. او مدتی است از دختر گلفروشی حرف میزند که بسیار به او علاقهمند است. حتی در قسمتی که یکتا ناصر مهمان ایرج طهماسب بود بچه تعریف کرد که با دختر گلفروش در ریلیشنشیپ است. معمولا خوراکیها یا هدیههایی که میگیرد را برای دختر گلفروش نگه میدارد یا چانه میزند که یکی هم برای او ببرد.
حالا در پوستر قسمت هفدهم این مجموعه، تصویری از بچه کنار شخصیت عروسکی جدیدی منتشر شده که شواهد نشان میدهند همان دختر گلفروش است.
شخصیت جدید، دختری است با موهای روشن فرفری و چشمهای درشت آبی که کلاه بافتنی آبی به سر دارد و چند شاخه گل صورتی هم توی دستش است.

بچه کنار او ایستاده و دستش را روی شانهاش گذاشته و نگاهش میکند. طبیعتا با ورود این دختر به جمع شخصیتهای عروسکی «مهمونی» با وجهه دیگری از شخصیت بچه روبهرو خواهیم شد.
قسمت هفدهم «مهمونی»، چهارشنبه 14 تیر ساعت 8 صبح در پلتفرمهای نماوا و فیلیمو منتشر میشود.
خراسان نوشت: داغ شدن بازار نمایش خانگی و تولید سریالهای متعدد باعث شد بسیاری از ستارهها به پیشنهادهای سریالی خود پاسخ مثبت بدهند و حضور پررنگی در این رسانه داشته باشند.
بعضی از چهرهها با گزیدهکاری یا انتخابهای خوب، همواره در اوج ماندند و بعضی از آنها با انتخابهای موفق و ناموفق خود، مسیر پراُفت و خیزی را طی کردند. حامد بهداد، حسن معجونی، مهدی سلطانی و محمدرضا فروتن چهار چهره خوشسابقهای هستند که این روزها با یکی از انتخابهای ناموفق خود در نمایش خانگی دیده میشوند.
حامد بهداد
حامد بهداد پس از تجربه بازی در چند سریال تلویزیونی، نیمه دهه ۹۰ با سریال کمدی «دندون طلا» ساخته داوود میرباقری وارد نمایش خانگی شد، اما این مجموعه دستاورد خاصی برایش نداشت. او چهار سال بعد یعنی سال ۹۸ با مجموعه عاشقانه «دل» به نمایش خانگی آمد و با این سریال شکست خورد. کیفیت سریال و بازیها به شدت مورد انتقاد بود، بنابراین به یکی از آثار ناموفق نمایش خانگی تبدیل شد. حامد بهداد پس از این شکست، با سریال پربیننده «میخواهم زنده بمانم» بازگشت موفقی به نمایش خانگی داشت و یکی از بهترین بازیهایش را در این مجموعه به نمایش گذاشت، اما موفقیت بهداد با سریالهای جدیدش ادامهدار نشد و او به تازگی با دو مجموعه «سرگیجه» و «قهوه ترک» در نمایش خانگی دیده شد. سریال معمایی و پلیسی «سرگیجه» مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفت و «قهوه ترک» نیز توقعات را برآورده نکرده است. ریتم کُند روایت داستان و اتفاقات غیرمنطقی از نقطه ضعفهای این مجموعه است. حامد بهداد به تازگی وارد قصه سریال شده و فعلا نکته ویژهای در بازیاش دیده نمیشود.
مهدی سلطانی
مهدی سلطانی نیمه دهه ۹۰، با سریال «شهرزاد» ورود پرسروصدا و موفقی به نمایش خانگی داشت، اما سریال «خوابزده» جزو انتخابهای ناموفق این بازیگر باسابقه بود. این مجموعه ماورایی به کارگردانی سیروس مقدم با استقبال مخاطبان مواجه نشد و انتشار آن از نیمه راه متوقف شد، «خوابزده» در نهایت ناکامی نصیب سلطانی کرد. این بازیگر سپس با مجموعه «آقازاده» مورد توجه قرار گرفت و بازی بسیار خوبی در آن داشت. سلطانی این روزها با مجموعه «آمستردام» در نمایش خانگی دیده میشود، اما این سریال جزو آثار موفق کارنامه این بازیگر نیست. سلطانی در ساخته مسعود قراگزلو بازی خوبی دارد، اما فضای سریال مشابه آثار مافیایی و گانگستری خارجی است و این فضا به صورت قابل باور به نمایش درنیامده است. تا به حال ۹ قسمت از «آمستردام» منتشر شده، اما این مجموعه موفق نشده با استقبال فراوان مخاطبان مواجه شود. غیر از شهرام حقیقتدوست و مجتبی پیرزاده، دیگر بازیگران سریال عملکرد راضیکنندهای ندارند. شانس بعدی مهدی سلطانی سریال «پدر گواردیولا» ساخته سعید نعمتا... است. اگر این مجموعه یا بازی سلطانی مورد استقبال قرار بگیرد، این بازیگر میتواند دوباره به روزهای اوج خود در نمایش خانگی بازگردد.
محمدرضا فروتن
یکی از ستارههای محبوب سینما در دهه ۷۰ بود و روزهای خوب او در سینما تا اواخر دهه ۸۰ نیز ادامه داشت، اما به تدریج در دهه ۹۰، با انتخابهایی که داشت از دوران اوج خود فاصله گرفت. محمدرضا فروتن همزمان در نمایش خانگی نیز نتوانست با سریال خوب و پربینندهای تحسین مخاطبان را برانگیزد. سریال «مانکن» قصه عامهپسندی داشت و دیده شد، اما ایرادهای سریال و بازی ضعیف فروتن اجازه نداد این مجموعه ورود موفق به نمایش خانگی را برای او رقم بزند. سریال ناتمام و ناکام «جزیره» نیز شکست دیگری را نصیب او کرد. غیبت او به عنوان یکی از بازیگران اصلی در قسمتهای پایانی این سریال، باعث شد گمانهزنیهایی درباره کنارهگیری فروتن از ادامه حضور در «جزیره» مطرح شود. این ستاره قدیمی سینما، از دوشنبهشب با سومین سریال نمایش خانگیاش «عقرب عاشق» به نمایش خانگی آمد. برای تحلیل بهتر سریال باید بیشتر صبر کرد، اما این مجموعه فعلا در قدم اول نتوانست شروع چندان خوبی داشته باشد. فروتن در این سریال که قصهای تخیلی دارد نقش یک موجود فضایی را بازی کرده که سالهاست روی کره زمین زندگی میکند. قسمت اول سریال، فضایی تصنعی داشت و بعضی اتفاقات آن مانند واکنش «آبان» و دوستانش به رفتارهای «بهداد» (آرمان درویش) به عنوان موجودی عجیب و شبهانسان قابل باور نبود. فعلا با توجه به شروع «عقرب عاشق» بعید است این مجموعه بتواند موفقیت عجیبی را برای فروتن رقم بزند.
حسن معجونی
حسن معجونی بازیگر باسابقهای است و سالها در عرصه تئاتر فعالیت کرده و به پشتوانه تجربههایش بازیهای خوبی از خودش به یادگار گذاشته و البته توقع مخاطب را بالا برده است. این بازیگر که اکنون با مجموعه کمدی «نیوکمپ» در نمایش خانگی حضور دارد، پیشتر با سریال «راز بقا» و «رهایم کن» در این رسانه دیده شده بود. او در «راز بقا» موفق شد شمایل یک شخصیت نالایق را که به واسطه دیگران میخواهد صاحب پُست و مقام شود، به خوبی به نمایش بگذارد و کاراکتر بامزهای خلق کند. معجونی در سریال پربیننده «رهایم کن» نیز بازی تحسینبرانگیز و تاثیرگذاری داشت، اما همزمان با این مجموعه با «نیوکمپ» دیده شد. این سریال کمدی مانند «سیاهچاله» نتوانست رضایت مخاطبان را جلب کند و جزو انتخابهای ناموفق کارنامه معجونی در نمایش خانگی است. هرچند این هنرمند حضور شیرینی در «نیوکمپ» دارد، این مجموعه اتفاقی را که باید رقم نزده و جزو کمدیهای ضعیف نمایش خانگی است. چند روز قبل روزنامه هفت صبح، از کاهش قسمتهای سریال به ۱۰ قسمت به دلیل نارضایتی پلتفرم از این مجموعه خبر داده بود. اکنون سریال «دفتر یادداشت» کیارش اسدیزاده که این روزها جلوی دوربین است، شانس مهمی برای او محسوب میشود. معجونی در سریال «آهوی من مارال» هم نقش پرچالش ناصرالدین شاه را تجربه کرد، اما از بخت بد او تولید این مجموعه پرحاشیه به سرانجام نرسید و به تعبیر او تنها عایدیاش از این سریال عکس خود با گریم ناصرالدینشاه بود که نقش یک قوری شد!
مقصود نعیمی ذاکر که حدود یک سال پیش به عنوان مدیر عامل خانه تئاتر فعالیت خود را آغاز کرده است، در گفتوگویی مبسوط به تشریح فعالیتهای گوناگون این خانه در یک سال گذشته پرداخت.
او در این گفتوگو خبر داد که شهاب حسینی به دعوت رضا دادویی مسوول کمیته آموزش خانه تئاتر بنای همکاری با این خانه را دارد و به زودی قرارداد این همکاری امضا خواهد شد.
نعیمی ذاکر با ابراز خشنودی از همکاری شهاب حسینی با خانه تئاتر گفت: از آغاز قبول مسوولیت در خانه تئاتر، قرارم با خودم این بود که حتیالامکان از نیروی انسانی خانه تئاتر برای اداره آن استفاده کنم. این تصمیم دو اثر ذاتی دارد؛ اول اینکه اهالی یک خانه خوب است که خودشان خانهشان را اداره کنند و دیگر اینکه موضوع اشتغال اعضای خانه تئاتر باید از خانه شروع شود تا به صحنه و دیگر رسانهها منتهی شود. شهاب حسینی از تئاتر به تلویزیون و سینما رفته است و در طرحی که برای فعال کردن سالن جوانمرد ارائه کرده، رویکرد فرهنگی هنری و آموزشیاش، فعال کردن خانواده تئاتر است و قصد دارد هم از جنبه فرهنگی هنری و آموزشی و هم از جنبه اقتصادی به هنر تئاتر کمک کند.
او با تشریح طرح پیشنهادی شهاب حسینی ادامه داد: ایشان در طرح خود قصد دارد در هر روز سالن جوانمرد سه باکس چهارساعته اجرا داشته باشد؛ در قالب کارگاههای آموزشی هنری و بر همین مبنا، نسل فرهیخته و شاید تکرارنشدنی تئاتر را به نسل حاضر پیوند بزند. با این نگاه، یکی از مهمترین رویکردهایش انتقال تجربه استادان به جوانان است که در قالب اجرایی مدرن که ساختار آن کارگاهی است، دنبال میشود. باکس صبح را برای کودکان هدف گرفته است. باکس عصر را برای نوجوانان و جوانان و باکس شب را برای بزرگسالان و در طرحشان برای سانس شب، اجراهای ویژه با استاندارد تئاتر معیار در نظر دارند.
نعیمی ذاکر درباره اجرایی شدن این طرح گفت: این طرح در چند جلسه در هیات مدیره موضوع گفتوگو و تصمیمگیری بود که سرانجام با اکثریت آرا مصوب شد و مراحل انعقاد قرارداد در حال طی شدن است. نگاه شهاب حسینی در این طرح به سالن جوانمرد محدود نمیشود و امید آن میرود که از رهگذر این بسترسازی، هنرمندان ارجمند تئاتر از اشتغال خوبی در عرصه رسانههای تصویری چه صدا و سیما و چه فضای مجازی بهرهمند شوند.
تازهترین تفاهمها با صندوق اعتباری هنر درباره وام و بیمه تکمیلی
نعیمی ذاکر با بیان اینکه اخیرا تفاهمنامههای تازهای با صندوق هنر منعقد شده، توضیح داد: طی جلساتی که با مدیر عامل صندوق هنر، دکتر پوراحمدی داشتم، ایشان با نگاهی مثبت به خانه تئاتر در دو سرفصل بیمه تکمیلی و وام ضروری با بهره چهار درصد، همکاری میکنند و مسوولیت تشخیص را به سفیر مهربانی و کمیته رفاهی خانه تئاتر واگذار کرد. مقرر شد مبلغ ۶۰۰ میلیون تومان برای بیمه تکمیلی در اختیار سفیر مهربانی به مدیریت خانم تیموریان و آقای قناد مسوول کمیته رفاهی باشد تا به صورت هدفمند به اعضای خانه تئاتر تعلق بگیرد.
همین تصمیم درباره اختصاص وام یک میلیارد تومانی با بهره چهار درصد گرفته شد و تشخیص تخصیص وام نیز بر عهده این دو کمیته است. ضمن آنکه اعلام کردند اگر مبلغ یک میلیارد تومان هزینه شد، بر اساس گزارش خانه تئاتر، سقف تسهیلات افزایش مییابد. از سوی دیگر تشخیص معیارهای عضوگیری کاملا به خانه تئاتر واگذار شد و کمیتهای در همین موضوع به صندوق هنر معرفی شد.
نعیمی ذاکر اضافه کرد: با تلاش مجید قناد تفاهمنامهای با بیمارستان محب کوثر امضا شد. در این تفاهمنامه آمده است که در سطح بسیار عالی از بیماران خانه تئاتر پذیرایی خواهد شد و در حال گفتوگو هستیم که با قبول هزینه فرانشیز از سوی بیمارستان، چکآپ اعضای محترم خانه تئاتر انجام شود.
اپلیکیشنی برای فروش بلیت
نعیمی ذاکر درباره ساماندهی خانه تئاتر و بسترسازی برای تولید درآمد نیز گفت: از چند ماه پیش، طراحی سایت خانه تئاتر در حال انجام است که بهزودی از آن رونمایی خواهد شد. یکی از مولفههای سایت جدید وجود اپلیکیشن برای فروش بلیت است که میتواند در اقتصاد خانه تئاتر و ایجاد بسترهای اقتصادی برای اعضا موثر باشد.
نعیمی ذاکر درباره استفاده از فضای مجازی و صدا و سیما به منظور اشتغال اعضای خانه تئاتر گفت: پیشتر با پلتفرم تلویبیون مذاکراتی انجام شده بود که بستری را با عنوان وی او دی «صحنه» آماده بهرهبرداری کنند که خوشبختانه زیرساخت این وی او دی آماده و موضوع آن فقط تئاتر است که امید است با پشتیبانی مالی از سوی مراکز ذیربط یا اسپانسر بتوانیم آن را به بهرهبرداری برسانیم. از سوی دیگر با حمایت وحید جلیلی، به تازگی اداره تولید تلهتئاتر در ساختار مرکز «سیمرغ» که وابسته به معاونت سیماست، تاسیس شده و بعضی از اعضای انجمن نمایشنامهنویسان را به این اداره معرفی کردیم تا بستر همکاری شکل بگیرد. ایجاد ساختارهای پایدار برای هنر تئاتر بسیار ضروری است و اعضای محترم باید آرام آرام در این ساختارها حضور فعال داشته باشند.
اختصاص یک سانس از سالن پردیس ملت به خانه تئاتر
نعیمی ذاکر درباره تازهترین رایزنیهای خانه تئاتر با سازمان فرهنگی هنری چنین گفت: جلسات بسیار خوبی با دکتر سمیعی، معاون هنری سازمان داشتیم. در این دیدارها مقرر شد که خانه تئاتر از سانسهای سالنهای نمایش سازمان سهم داشته باشد و ایشان موافقت کردند و حتی پیشنهاد شد که فرهنگسرای نوجوان تاسیس شود و ایشان استقبال کردند و به زودی یک سانس از سالن نمایش پردیس ملت برای خانه تئاتر قرار داده خواهد شد. در همین سرفصل دیدار بسیار خوبی با دکتر علامتی، مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داشتیم و ایشان اعلام کردند که با تمام توان از تئاتر حمایت خواهند کرد و به سرعت سالنهای پارک لاله فعال شد و دو گروه در آن مشغول به کار شدند و اعلام کردند که سهم گروههای هنری را از درامد سالن ۲۰ درصد افزایش خواهند داد.
شعبه مالیاتی هنرمندان مستقل میشود
او در بخش دیگری از این گفتوگو به مباحث داخلی خانه تئاتر پرداخت و گفت: از سال ۹۶ به این طرف، صورتهای مالی با دقت لازم ثبت نشده است. به این ترتیب که برای خانه تئاتر مالیات در نظر گرفتند در حالی که خانههای هنری به دلیل دریافت کمک از مراکز گوناگون، مشمول مالیات نمیشوند و از سوی دیگر جرائم تامین اجتماعی برای خانه در نظر گرفته شده است که بخشی از اینها با گفتوگوی با مسوولان ذیربط کاهش پیدا کرد که نقش مسوول کمیته رفاهی مجید قناد قابل تقدیر است.
نعیمی ذاکر اضافه کرد: در هر حال ساماندهی امور مالی چند سال گذشته، کار را بسیار دشوار کرده است و هنوز هم در حال مذاکره و پیگیری هستیم. در این هفته دیدار بسیار خوبی با وزیر محترم اقتصاد، جناب آقای دکتر خاندوزی و رئیس محترم سازمان امور مالیاتی، جناب آقای دکتر سبحانیان داشتم که مدیرعامل خانه سینما و جناب آقای خزاعی هم حضور داشتند و جناب آقای وزیر چند دستور مهم دادند و مقرر شد که شعبه مالیاتی تمام هنرمندان مستقل باشد و دستور دادند که تا پایان تابستان اجرایی شود. ایشان درباره معافیت مالیاتی خانههای هنری، با توجه به اینکه خانهها درآمدی ندارند، دستور صادر کردند و فرمودند که مالیاتهای با سرفصل فرهنگ و هنر که بر اساس قانون از مراکز فرهنگی و اشخاص گرفته میشود، طبق مکانیزمی دوباره به چرخه اقتصادی هنر برگردانده شود و پیشنهاد ایشان واریز به صندوق هنر بود.
بودجه خانه تئاتر به کجا رسید؟
مدیر عامل خانه تئاتر درباره وضعیت بودجه این خانه چنین گفت: در سال گذشته وزارت ارشاد به جز حمایت ۵۰۰ میلیون تومانی در مورد بیمه تکمیلی در دو نوبت دو واریزی ۲۰۰ میلیونی داشت و دکتر سالاری، معاون هنری در اسفندماه به درخواست سرکار خانم تیموریان مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان در اختیار سفیر مهربانی قرار داد که از این طریق بستههای غذایی برای تعدادی از اعضا تهیه شد. در آخرین روزهای فروردین امسال هم مبلغ ۵۰ میلیون تومان از سوی شهرداری به حساب خانه تئاتر واریز شد.
خبرهایی از واحد مسعی بصری و روابط عمومی
او با اشاره به ساماندهی واحد سمعی بصری خانه تئاتر ادامه داد: در سال گذشته در یک فرصت چهار ماهه واحد سمعی بصری خانه تئاتر که سالها خاک گرفته بود، کاملا بازسازی شد و نزدیک به ۵۰۰ نوار کپچر و تمام آرشیو فیلم خانه تئاتر بازبینی و بیش از یکصد قسمت برنامه تدوین در سایت خانه تئاتر بارگذاری شد. هماکنون این واحد آماده بهرهبرداری برای اعضای خانه تئاتر و انجمنهای وابسته است.
نعیمی ذاکر درباره فعالیت روابط عمومی نیز توضیح داد: با حضور محمد بهرامی که سالها کار مطبوعاتی کرده است و قلم ژورنالیستی دارد، کار روابط عمومی آغاز و به سرعت شورای سردبیری تشکیل و مهمترین محورهای محتوایی روابط عمومی خانه تئاتر به بحث گذاشته و مقرر شد که معرفی اجراها مهمترین موضوع روابط عمومی باشد و نقش هنرمندان در تمام بخشهای هنری در سایت خانه تئاتر با دقت مورد توجه باشد. سهم پژوهشگران و نویسندگان خانه تئاتر نیز تعریف شد. اخبار تئاتر ایران و جهان و معرفی مهمترین چهرههای هنر تئاتر نیز در دستور کار قرار گرفت. شورای سردبیری در یک تعامل دائمی در فضای مجازی مدام در حال تبادل نظر هستند. خوشبختانه سایت خانه تئاتر و اینستاگرامش افزایش چشمگیر دنبالکننده داشته است.
اموال خانه تئاتر کدگذاری شد
او با اشاره به کدگذاری اموال خانه تئاتر، در این باره گفت: اموال خانه تئاتر امین اموال نداشت و جناب آقای قلعه با تصویب هیات مدیره این مسوولیت را پذیرفتند و اموال خانه تئاتر با نظارت مدیریت اداری مالی شمارهگذاری شد. در همین راستا موقعیت سالن جوانمرد مورد بازدید فنی قرار گرفت و اشکالات آن در جهت بهرهبرداری برطرف شد. البته هنوز به تعمیراتی احتیاج دارد که با تامین منابع مالی مرتفع خواهد شد.
نعیمی ذاکر درباره صدور کارت اعضای خانه تئاتر توضیح داد: چند سالی، صدور کارتها متوقف شده بود که با تلاش کارکنان خانه تئاتر در فرصت کمتر از سه ماه، همه کارتها صادر و آماده تحویل و به دنبال آن اطلاعات فردی و هنری تمام اعضای خانه تئاتر جمعآوری و بارگذاری شد.
دعوت از استادان برجسته تئاتر
او با بیان اینکه ساماندهی کتابخانه ساختمان سمیه از دیگر فعالیتهای همکاران خانه تئاتر بوده، درباره بهرهبرداری از ساختمان آفتاب توضیح داد: رضا دادویی مسئولیت راهاندازی آموزشگاه را عهدهدار شد و مهدی قلعه بهرهبرداری از سالن اسکویی را مدیریت کرد. سالن اسکویی در اختیار اعضای محترم برای تمرین و برگزاری جلسات بود. برگزاری جلسات هیات مدیره انجمنها در هر دو ساختمان مدیریت شد. با توجه به اینکه نگاه خانه تئاتر در مورد آموزشگاه ایجاد فضای آموزشی در استاندارد عالی است، رضا دادویی با تمام صاحبنظران و مدرسان برجسته تئاتر دیدار داشته و مقدمات کار را فراهم کرده است و یکی از همین دیدارها منجر به ارائه طرح از سوی هنرمند ارجمند شهاب حسینی شد.
مقصود نعیمی ذاکر در پایان گفت: تا زمانی که از عمر مدیریتیام در خانه تئاتر باقی است، تلاش میکنم که برای اداره این خانه، از وجود اعضای محترم کمک بگیرم و به کمکشان احتیاج دارم. نکته مهم اینکه انجمنها باید در کنار هم برای گسترش و تعمیق هنر تئاتر بکوشند. متاسفانه انحصارگری در بسیاری از ساختارها و تشکیلات مانع توسعه میشود. وقتی که همه اعضا در خانه خودشان حضور فعال و موثر داشته باشند، مشکلات به آسانی حل میشود. جذب بودجه و امکانات مبحث مهمی است و البته مهمتر از جذب بودجه، نحوه سرمایهگذاری و هزینهکرد بودجه است. شیوه انباشت ثروت و سرمایه در خانه تئاتر نیازمند بازنگری است و این نوع تفکر برای اداره تشکیلات رو به رشد بازدارنده است.
یادداشت/ محمدرسول محمدپور _ در آموزه های دینی برخی از ادیان «حجاب» جزو ارکان اصلی برای زنان و مردان محسوب می گردد و بر حفظ و رعایت آن توصیه گردیده است لیکن بر این امر در دین اسلام و برخی از فرقه هایی از یهودیت به عنوان فعلی واجب تاکید گردیده است و عدم رعایت آن را معصیت می دانند.
این در حالیست که در دوره معاصر (البته اعتراض به حجاب اجباری از ابتدای وضع این قانون وجود داشته است) میل به عدم تمکین این قانون شرعی رو به افزایش بوده و در برخی جوامع تبدیل به یک مطالبه گردیده است و به عنوان یک چالش جدی در مقابل حکومت های دینی قرار گرفته است.
با آغاز شیوه زندگی مدرن و وضع قوانینی همچون حقوق شهروندی به موازات احکام دینی، بحث اجبار و یا اختیاری بودن حجاب در بسیاری از مجامع قانون گذاری و دانشگاهها به صورت جد در حال بررسی می باشد و تاکنون کشورهای مختلف با حاکمیت مذهبی و سکولار، سیاست های مختلفی در این خصوص اتخاذ و اجرایی کرده اند.
برخی بر این باور هستند چون در یک جامعه دینی اکثریتی معتقد بر شرع وجود دارند لذا باید حجاب نیز به خواست اکثریت اجباری باشد و در مقابل دیدگاهی دیگر معتقد به حجاب اختیاری در چهار چوب حق شهروندی هستند.
از دیرباز تاکنون در کشورهایی همچون پاکستان، افغانستان، هند و برخی از کشورهای آفریقایی که نگاهی رادیکال به اجرای احکام دینی دارند موضوع حجاب باعث بروز نزاع، قتل و فجایع بسیار دیگری گردیده است و تبعات این حساسیت هنوز در قرن بیست و یکم این مسئله را به عنوان یک اهم در قانون گذاری حتی در کشورهای توسعه یافته بدل کرده است.
با بررسی جمیع جهات و آسیب شناسی تاریخی و اجتماعی به نظر میرسد اخذ یک راهکار واحد و جهان شمول در این باره نسخه اجرایی نداشته و در کشورهای در حال توسعه باید با یک دوره گذار اجبار به حجاب تبدیل به اختیار گردد چرا که عدم تحقق این موضوع تبعات جبران ناپذیری علی الخصوص در نسل های جدید همچون دین گریزی و گسست نسلی به وجود خواهد آورد و در نتیجه در دراز مدت دوام و قوام خانواده به عنوان رکن محوری جامعه از بین خواهد رفت.
یادداشت/ محمدرسول محمدپور، برخلاف تصور رایج، قالبا بررسی عوامل اختشاش ها نشان میدهد که علل بروز این کنشِ خارج از عرف در جوامع، مولفه هایی بیش و پیش از علت میدانی آن بوده و ریشه بسیاری از اعتراضات مردمی و چالش های اجتماعی، روند غلط اداره کشور و عدم توزیع عادلانه منابع مادی و معنوی است که به تدریج جامعه را از یک پیکر واحد به دو یا چند قطبی تقسیم می کند و وقوع این اتفاق منحوس به هر شکل و دلیلی در یک روند فرسایشی آبستن تقابل حکومت با مردم و گسست این دو رکن از یکدیگر می گردد.
حکومت وقتی مشروعیت مطالبه قوانین جاری خود را از آحاد جامعه دارد که فارغ از نگاه جناحی و حزبی و هر گونه تقسیم بندی، حداقل های معیشت را برای آحاد مردم فراهم کرده باشد و توزیع منابع بدون در نظر گرفتن رانت و ویژه خواری صورت گیرد و فرصت های یکسان به دور از ایجاد آکولادهای خودی و بیگانه برای همه یکسان فراهم گردد.
به طور قطع نسل های جدید در هر جامعه سطح طبقاتی خود و سایر افراد را ملاک و محوری جهت قضاوت عملکرد حاکمیت قرار خواهند داد و اگر در این تراز یک حکومت نمره قبولی دریافت نکند نه تنها حمایت قشر جوان که پشتوانه راهبردی هر جامعه ای محسوب میگردد از دست میرود بلکه به مرور در زمینه تمکین از قوانین و حتی خطوط قرمز از سوی نسل های جوان و پیشرو با بحران روبرو خواهد شد و استمرار این بحران قطع به یقین منجر به تقابل خواهد شد.
این یک امر اثبات شده است که وقتی حکومتی با نگاه جریانی و یا رانت محور با نسل جوان روبرو گردد در گام نخست این حوزه آموزش است که با چالش روبرو خواهد شد یعنی بخشی از جامعه که با حاکمیت به هر دلیلی عجین است و اتفاقا از نظر کمیتی، آماری حداقلی را در برمی گیرد از ابتدا در شرایط مطلوب قرار گرفته و در فضایی مملو از امکانات پرورش می یابد چشم انداز روشنی برای خود متصور است و البته جمع کثیر دیگر از همان ابتدا با مقایسه روزمره زندگی خود و لمس تفاوت ها و تبعیض به نوعی طعم تلخ سرخوردگی را میچشد و این یعنی آغاز شمارش معکوس یک بمب ساعتی در مقیاس یک کشور…
باید در نظر داشت نسلی که از ابتدا درست آموزش نیافته در همه مراحل زندگی با ناهنجاری همسویی خواهد داشت و حتی در بیان اعتراض خود نیز قادر به رعایت موازین مشروع نیست و چون معضلات خود را معلول بی قانونی یافته، عدول و عبور از قانون را همواره برای خود حقی محفوظ میداند و در تمام مسیر زندگی خود را از حاکمیت منفک و البته بستانکار میداند.
با انباشت این مطالبات و لمس تفاوت ها و تبعیض ها این نسل با افکاری سرخورده رشد میکند و به سرعت در جامعه تکثیر می گردد و آنگاه به دنبال جرقه ای برای عصیان خواهد بود تا دردهای خود را نه به زبانی صحیح و صریح (چرا که از ابتدای راه با فقدان آموزش و عدم پرورش مناسب رشد کرده است) بلکه با فریاد و عبور از هر نوع خط قرمز و هنجار بر سر جامعه و حاکمیت هوار خواهد کرد.
حال حاکمیت که آبستن و مقصر اصلی وضع موجود است به نوعی با دست خود تیشه به ریشه ای زده که دیگر هیچ کس بنیادی بر آن قائل نیست و به قولی نه راه پیش دارد و نه راه پس…
اینجاست که هر نوع برخوردی منحصرا علت اتفاقات ناخوشایند بعد خواهد شد.
از یک سو حاکمیت نه توان عقب نشینی از مواضع خود را دارد چرا که کارگزاران آن غرق در رانت سیستماتیک شده اند و این رانت را حقی مسلم برای خود می دانند و برای حفظ آن از هیچ تلاش و کنشی فروگذار نیستند و از سویی دیگر پاسخی قانع کننده برای نسل جوان مطالبه گر، سرخورده و خشمگین روبروی خود ندارد.
در مقابل نسلی که برعکس طیف متصل به حکومت آینده ای برای خود متصور نیست و خود را سوخته نامیده و چیزی برای از دست دادن ندارد و برای تغییر شرایط موجود بدون ذره ای عاقبت اندیشی بر هر ریسمانی چنگ میزند و احکام عقیدتی قطعا جزو اولویت های آن نخواهد بود و براحتی از هر خط قرمزی عبور خواهد کرد.
این دقیقا زمانیست که جریان های معاند آب را گل آلود دیده و سرمایه های بالقوه خود را بالفعل یافته و با هدایت اعتراضات از طریق رسانه و ورود عناصر خود به میدان فضای اختشاش را حاکم بر کشور می کنند.
اینجاست که جوان و نوجوان مطالبه گر براحتی به یک نیروی برانداز بدل می شود و معاندین با این حربه به اهداف خود خواهند رسید.
شرایط موجود پیش از تقابل مردم با حکومت باعث گسست نسلی بین نسل اول و نسل های جدید گردیده است به نوعی که خانواده ها محلی برای مصاف جوانان مطالبه گر با والدینی که آنها را به عنوان بخشی از بانیان وضع موجود می دانند و از این رو بنیان خانواده نیز در جامعه تحت شعاع قرار گرفته است.
در این تقابل باز هم این حاکمیت است که باید تکلیف را مشخص کند چرا که از یک طرف هنوز دست بالا و به اصطلاح قدرت قهریه در این کفه ترازو سنگینی می کند و به قولی توپ در زمین تصمیم سازان این چهار دهه است و از طرف دیگر معترضین رهبر یا لیدر مشخصی ندارند.
امروز حاکمیت یا باید با پافشاری بر خطوط قرمز خود با شدت بیشتری برخورد را ادامه دهد و معترضین را به سکوت «وادار» کند که البته این آتش همچنان زیر خاکستر داغ خواهد ماند و به هر بهانه ای عصیان می کند و یا باید تن به یک جراحی ساختاری زده و حتی الامکان با انعطاف پذیری خود را به خواسته مردم نزدیک تر سازد.
یادداشت/محمدرسول محمدپور؛ شب گذشته به شبی تلخ برای رشتوندان بدل شد.سقوط یک باشگاه، یک تاریخ، یک فرهنگ و اضمحلال یک پایگاه اجتماعی برای جوانان این شهر و آنان که دل در گرو سپیدیِ رودی به عزمت قدمت این شهر دارند فرجام تلخ شاهنامه رشت گردید. آری همان طور که پیش بینی میشد و به علت برخی ناکارآمدی ها در سطوح مختلف مدیریتی و عدم حمایتهای لازم، بالاخره رخ داد آنچه نباید و پر بود گوشه گوشه این شهر از عاشقانی که دیشب را بغض در گلو فرو برده و… البته و به طور حتم خاصه تبعات اجتماعی این رخداد تلخ در آینده بیشتر مشهود و ملموس خواهد بود و گریبان گیر آنهایی خواهد شد که با وجود مسئولیت خود در این خصوص در روزهایی سخت حمایت و همراهی خود را از سپیدرود دریغ داشتند. فارغ از پرداختن به چرایی و بررسی علل این داستان دراماتیک که بارها و بارها و بارها به آن پرداخته شده است شب گذشته اتفاقی نامیمون اذهان شهروندان را به خود درگیر کرد. صدای بوق های آمیخته با هِلهله هایی که رشتوندان پیشتر تنها در رسانه ملی به چشم دیده و به گوش خود شنیده بودند و چهره هایی عاری از سرخی و سفیدی مختص به نژاد گیلک، شاید فوتبال را به بهانه ای برای نواختن ناقوس وقوع یک بحران بدل کرد! بحران مهاجرت آن هم در بی برنامه ترین شکل ممکن خود… در سالهای اخیر وقوع خشکسالی و وجود چالش های اجتماعی، فرهنگی و گاها امنیتی در برخی نقاط جنوبی کشور باعث گردیده موجی از مهاجرت به سمت استانهای شمالی علی الخصوص گیلان و بالاخص شهرستان رشت ایجاد گردد. این روند به صورت تصاعدی در حال پیشروی میباشد و طبق معمول با خواب خرگوشی مسئولین و متولیان امر و فقدان برنامه ریزی و ساختارمندی در سکوتی خطرناک به سمت ایجاد یک بحران در حال حرکت است. صدای بوق و کرنایی که شب گذشته از درون خودروهایی به گوش میرسید که رانندگان آنها به عنوان ساکنین تازه وارد رشت هنوز به خوبی مسیر شریان های اصلی این شهر را نیاموخته اند و بی توجه به اندوه رشتوندان برای حذف «باشگاه ریشه دار سپیدرود رشت» با جسارتی که خبر از بی اطلاعی محض آنها در خصوص تعصبات و اولویت های مردمان این شهر میداد به هلهله و پایکوبی برای قهرمانی تیم پایتخت نشین می پرداختند به سان باروتی آماده انفجار بود که به طور حتم ترکش های آن ابعاد وسیعی در حوزه های مختلف را در بر میگرفت… شب گذشته با همه اتفاقات خود به خیر گذشت و یا لااقل خبری از اتفاقات احتمالی هنوز در دست نیست لیکن چه شخص، ارگان و یا نهادی تضمین خواهد داد که در رخدادهای بعدی مشابه نیز آرامش شهر حفظ گردد؟؟ در صورت بروز هر نوع تنش و اتفاق ناگوار چه کسی پاسخگو خواهد بود؟؟ آیا بهتر نیست از همین حالا که هنوز چالش مهاجرت بی برنامه به شمال کشور به نقطه جوش و بحرانی لاینحل تبدیل نشده است و تفاوت های فرهنگی و مذهبی و قومی و قبیله ای آتش به خرمن آرامش ما نیفکنده در فکر راهکارهای اجرایی و قابل وصول باشیم؟؟ صدای ناقوس یک بحران به گوش میرسد…
یادداشت/ محمدرسول محمدپور؛ در گذار سیاسی چند دهه اخیر همواره جریان های مختلفی از درون فضای سیاسی کشور متولد شدند که عمر و دامنه تاثیرگذاری آنها به فراخور عیار و وزن فعالینشان متغیر بوده و هر یک از نقطه پیداش تا انزوا، انحطاط و فراموشی مسیری منحصر به خود را طی کرده اند. آسیب شناسی در خصوص علت پیدایش و آبستن ظهور و حضور این طیف ها همواره با عواملی اجتماعی و فرهنگیِ دخیل در فضای سیاسی ارتباط داشته است.به طور مثال شخصیت اول قهرمان یک رمان، یک فیلم و یا سریال و یا خصوصیات یک چهره سیاسی به خط مشی برای ایجاد یک گعده و یا طیف در صحنه سیاسی تبدیل گردیده است و همین عدم اصالت به اولین دلیل جهت عمر کوتاه و عمق ناچیز تاثیرگذاری این جریانات و به انحراف رفتن آنها تبدیل شده و طومار آنها را در دراز مدت به علت صرفا پرداختن به حاشیه در هم پیچیده است. این روزها در فضای سیاسی برخی از شهرها از جمله رشت که طبع سیاسی ورزی در بین مردم بیش از یک تعلق خاطر به خصوصیتی آمیخته در زندگی یومیه آنها از دیرباز تا کنون بدل شده شاهد ظهور گعده های مختلفی هستیم که فارغ از نگاه جامع و منطقی به فعالیت سیاسی و پیگیری یک خط مشی مشخص و مطالبات جناحی و یا حتی اجتماعی و مدنی، در این فضا جهت نیل به اهداف مالی، ایجاد رانت و یا حتی کسب نام و شهرت دست به هر نوع اقدام نادرست در پوشش فعالیت سیاسی زده و از هر اهرمی جهت رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند. برخی با دست و پا زدن در احزاب و تشکل های چند نفره که مشخصا فعالیت آنها در قالب اساس نامه و مرام نامه تشکل خود هیچ نِمود و بازخورد بیرونی نداشته و ندارد و تنها از تابلو و عنوان تشکل و حزب مذکور سو استفاده می کنند و عده ای نیز با زیست انگلی در بین احزاب شناسنامه دار و فعالین خوش سابقه مترصد دستیابی فرصتی جهت تعرفه خود به مدیران ارشد سیاسی البته با تخریب سایرین و ایجاد اختلاف و فرصت سازی از این طریق میباشند. در این بین طیف سومی وجود دارد که با توانایی مثال زدنی در گل آلود کردن آب و ید طولای خود در ماهیگیری از آبهای گل آلود با ساماندهی دو طیف اول و دوم و ایجاد عقبه و جارچی برای خود سوار بر موج اختلافات شده و در این میدان با هدف معامله های مد نظر یکه تازی می کنند. این گروه سوم که امروز قلیان سراها را به عنوان کانون جلسات (شما بخوانید جنگ روانی) خود انتخاب کرده اند افرادی هستند که به هر دلیل ممکن و به واسطه مشکلات و معضلات موجود در ساختار شخصیتی خود به جایگاه مد نظر و مطلوب خود نرسیده اند و همواره در تلاشند با تخریب چهره های اصیل و خوش سابقه و موفق سپهر سیاسی رشت از یک سو عدم موفقیت های خود را به حضور و درخشش مداوم این افراد در جرگه تصمیم سازی ها گره زده و شایستگان فضای سیاسی را به تمامیت خواهی و عدم حمایت از جوانان متهم کنند از سوی دیگر با تلاش جهت حذف آنها جایی برای خود در صحنه اول سیاست باز کنند. همواره به عقلای جریان اصلاحطلب در استان توصیه شده است خطر این جریان منافق که به هیچ اصولی پایبند نبوده و در هیچ قاموس اخلاقی نمی گنجند را جدی گرفته و از مراودات و ایجاد فضا برای این افراد جلوگیری کنند که نتیجه این توصیه ها و البته بازخورد اقدامات مخرب آنها امروز خروج این افراد از گردونه تصمیم سازی و حضور در کنج عزلت کافه های سطح شهر گردیده است که البته این انزوا باعث تشدید کینه توزی این طیف با هر آنکس که دل در گروی اندیشه پویای اصلاحطلبی دارد شده است. باید توجه داشت قالبا در بزنگاههای مختلف این میلیشیای تفرقه افکن شروع به فعالیت کرده و قصد ایراد ضربه به پیکر اصلاحطلبی می کند و در این بین با مظلوم نمایی، فرافکنی و فریاد وا مصیبتها شروع به حساسیت سازی و جذب نیروهای جوان و احساسی علاقمند به اصلاحات کرده و با سو استفاده از احساسات پاک آنها، از این جوانان شایسته که باارزش ترین سرمایه هر جریان سیاسی محسوب می گردند نردبانی برای رسیدن به اهداف خود ایجاد می کند. این در حالیست که تجربه نشان داده است هرگاه این طیف موفق به ایجاد اختلاف در موضوع مشخص مد نظر خود نشدند و آرامش جای هرج و مرج مدون آنها را گرفت جریان اصلاحطلب در بهترین شکل به اهداف و مطالبات خود رسیده و اتفاقات بعد منجر به اعتلای نام اصلاحطلبان در آن مورد مشخص گردید. با توجه به حضور نخبگان جوان و جریان کیفی در بدنه اصلاحطلبان رشت و وضوح کنش های مذبوحانه این افراد انتظار میرود فعالین با تجربه و عقلا و خواص طیف اصلاحطلب شهر رشت با روشنگری و پرده برداری از مقابل این افراد چهره زشت و تفکر مسموم آنها را بیش از گذشته عیان کرده و در راستای ایجاد وحدت گام بردارند چرا که به گواه بزرگان هیچ گاه به اندازه امروز اندیشه اصلاحات در استان گیلان نیازمند وحدت کلمه و اتحاد نظر نبوده است.







