Super User

Super User

دانشمندان با شناسایی و رفع موانع مولکولی که بیش از نیم‌قرن تولید طبیعی یک داروی اصلی شیمی‌درمانی را محدود کرده بود، موفق به افزایش ۱۸۰ درصدی بازده تولید آن شدند.

به گزارش پایگاه خبری گیل تیتر به نقل از وبگاه سای‌تِک‌دِیلی در گزارشی آورده است:سالانه بیش از یک میلیون بیمار از داکسوروبیسین (Doxorubicin) استفاده می‌کنند. این دارو از دهه ۱۹۷۰ میلادی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین درمان‌های سرطان‌های پستان، مثانه، لنفوم و کارسینوما استفاده می‌شود. با وجود این اهمیت، باکتری‌هایی که به طور طبیعی این دارو را تولید می‌کنند، بازده بسیار پایینی دارند و تولیدکنندگان را ناچار به استفاده از روش‌های پرهزینه و چندمرحله‌ای نیمه‌سنتزی کرده‌اند.

اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاه تورکو در فنلاند با همکاری دانشمندانی از سایر کشورها، موفق به کشف و رفع موانع اصلی این فرآیند شده‌اند.

 

شناسایی موانع تولید

دکتر کیت یامادا (Keith Yamada)، پژوهشگر دانشگاه تورکو و یکی از نویسندگان اصلی این مطالعه، می‌گوید: چندین عامل مستقل را کشف کردیم که تولید داکسوروبیسین را محدود می‌کنند. توانستیم با برطرف‌کردن این موانع، با مهندسی منطقی سویه‌های باکتریایی، مسیر را برای تولید مقرون‌به‌صرفه‌ای هموار کنیم که بتواند نیاز رو به رشد جهانی را تأمین کند.

سه کشف کلیدی که فرآیند تولید را متحول کرد

 

دانشمندان در این پژوهش سه عامل اصلی را شناسایی کردند که تولید انبوه داکسوروبیسین را محدود می‌کرد:

۱. تأمین منبع انرژی زیستی آنزیم: گروه پژوهشی موفق شد دو مولکول به نام‌های Fdx4 و FdR3 را شناسایی کند. این مولکول‌ها جریان الکترون لازم برای انجام واکنش تولید دارو را تأمین می‌کنند؛

۲. کشف «اسفنج مولکولی»: پژوهشگران دریافتند پروتئینی به نام DnrV مانند یک اسفنج مولکولی عمل می‌کند و داروی تولیدشده را به خود جذب می‌کند. این فرآیند از تداخل دارو با آنزیم مسئول تولید آن جلوگیری می‌کند؛

۳. نقشه‌برداری از ساختار آنزیم برای اولین‌بار: پژوهشگران با استفاده از روش پیشرفته تصویربرداری از ساختار مولکول‌ها (کریستالوگرافی اشعه ایکس)، موفق شدند ساختار آنزیم کلیدی این فرآیند را برای نخستین‌بار نقشه‌برداری کنند. این نقشه نشان داد که دارو در موقعیت نامناسبی درون آنزیم قرار می‌گیرد که دلیل اصلی سرعت پایین واکنش است.

 

از کشف علمی تا کاربرد صنعتی

دانشمندان با ترکیب این یافته‌ها، موفق به مهندسی سویه‌ای از باکتری شدند که قادر به تولید ۱۸۰ درصد بیشتر داکسوروبیسین در مقایسه با استانداردهای صنعتی فعلی است.

پژوهشگران با هدف انتقال این فناوری به عرصه کاربرد واقعی، سال گذشته شرکت «متا- سِلز اُوای» (Meta-Cells Oy) را در دانشگاه تورکو تأسیس کردند. این شرکت قصد دارد از این روش‌ها برای تولید پایدار آنتی‌بیوتیک‌ها و داروهای ضدسرطان مهم استفاده کند. این رویکرد تولید کاملاً زیستی می‌تواند به تأمین پاک‌تر و مطمئن‌تر داروهای حیاتی منجر شود.

جمع‌بندی

 

این کشف نشان می‌دهد که با درک عمیق‌تر از فرآیندهای زیستی و رفع موانع مولکولی، می‌توان تولید داروهای حیاتی را متحول کرد. افزایش ۱۸۰ درصدی بازده تولید داکسوروبیسین نه تنها هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهد، بلکه دسترسی به این داروی مهم را برای بیماران در سراسر جهان آسان‌تر می‌کند.

منبع: ایرنا

احسان علیخانی در واکنش به تهدیدهای ترامپ برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران نوشت: «هموطن! سکوت نکن؛ این تهدید یعنی ترور و تباهی نسل فعلی و آینده ایران. اگر ایران خط قرمز همه ماست، هر جای دنیا که هستی، با هر امکانی، بلند بگو، تلاش کن و محکوم کن.»

به گزارش ایسنا، احسان علیخانی درباره تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران در جنگ تحمیلی اخیر نوشت:

 «هموطن! سکوت نکن

  «جنایت جنگی» در همه دنیا تعریف مشخص و پذیرفته‌شده‌ای دارد؛

محصول تجربه، تاریخ و دانش انسان خردمند در سراسر کره خاکی است.

همه ما آرزوها و اهداف بزرگی برای آینده ایران داریم. با از بین رفتن زیرساخت‌ها، نه‌تنها این اهداف فرسنگ‌ها از ما دور می‌شود، بلکه مایحتاج اولیه و ابتدایی زندگی به مهم‌ترین دغدغه تمام مردم تبدیل می‌شود.

ایران فقط ۹۰ میلیون جمعیت ندارد؛ ۹۰ میلیون زندگی دارد، با هر قومیت، هر باور، هر سلیقه. اما الان، بالاتر از همه اختلاف‌ها، سیاست‌ها، سلیقه‌ها فقط یک چیز مهم است: جان مردم ایران و آینده ایران. جز از اهداف سیاسی و نظامی، از نوزاد تا پیرزن، زیر آوار ماندند و جان دادند، مدرسه را با دانش‌آموز زدند، بیمارستان را با مریض زدند.

از پل تا پالایشگاه، از خانه‌های مردم تا محل کسبشان، از دانشگاه تا هر مرکز علمی. از مراکز تولید واکسن تا صنعت فولاد را زدند.

و حالا با افتخار می‌گویند: «ایران را به عصر حجر برمی‌گردانیم» و نیروگاه‌های برق ایران را از بین می‌بریم.

 هموطن!

هر کجای دنیا که هستی، در برابر این «فاجعه جنگی» در این لحظه تاریخی، سکوت نکن. حالا دیگر درد ما، بودن یا نبودن ایران است. این تهدید یعنی ترور و تباهی نسل فعلی و آینده ایران.

 اگر ایران خط قرمز همه ماست، هر جای دنیا که هستی، با هر امکانی، بلند بگو، تلاش کن و محکوم کن. حتی اگر فکر می‌کنی بی‌اثر است، باز هم سکوت نکن؛ سکوت یعنی پذیرش این جنایت جنگی در حق ۹۰ میلیون ایرانی و ایران ما.»

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد افراد سحرخیز و فعال کمتر در معرض ابتلا به بیماری دژنراتیو مغزی به نام اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) قرار دارند.

به گزارش پایگاه خبری گیل تیتر به نقل از هلث دی نیوز، طبق تحقیقات، افرادی که سحرخیز هستند، در مقایسه با افراد شب زنده‌دار، ۲۰٪ کمتر در معرض خطر ابتلا به بیماری ALS- که به بیماری لو گریگ نیز معروف است- قرار دارند.

محققان گفتند که این مطالعه همچنین نشان داد که فعالیت بدنی بیشتر با ۲۶٪ کاهش خطر ابتلا به ALS مرتبط است.

 

دکتر «هونگ فو لی»، متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه ژجیانگ در هانگژو چین، در یک بیانیه خبری گفت: «در حالی که تحقیقات بیشتری برای بررسی بیشتر این ارتباط ها لازم است، ترویج رفتارهای سبک زندگی سالم ممکن است یک استراتژی بالقوه برای کاهش خطر ابتلا به ALS باشد.»

ALS یک بیماری نادر و پیشرونده است که در آن سلول‌های عصبی مغز و نخاع شروع به از بین رفتن می‌کنند.

بیماران توانایی کنترل حرکت عضلات را از دست می‌دهند که اغلب منجر به فلج کامل و مرگ می‌شود. محققان در یادداشت‌های پیش‌زمینه گفتند که افراد معمولاً ظرف دو تا پنج سال پس از تشخیص ALS فوت می کنند.

 

برای این مطالعه جدید، محققان سلامت بیش از ۵۰۲۰۰۰ نفر با میانگین سنی ۵۷ سال را پیگیری کردند. این افراد بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ انتخاب شده و به طور متوسط به مدت ۱۴ سال تحت نظر بودند.

در طول پیگیری، ۶۷۵ نفر از آنها- حدود ۰.۱۴٪- به بیماری ALS مبتلا شدند.

از بین شرکت‌کنندگان، بیش از ۲۷۷۰۰۰ نفر بر اساس پاسخ‌هایشان به پرسشنامه خواب، به عنوان سحرخیز طبقه‌بندی شدند و بیش از ۱۶۶۰۰۰ نفر به عنوان شب زنده دار در نظر گرفته شدند. بقیه شرکت‌کنندگان چرخه خواب و بیداری داشتند که در هیچ یک از این دو طبقه‌بندی قرار نمی‌گرفت.

افراد سحرخیز، زمان خواب و بیداری زودهنگام را ترجیح می‌دهند و در اوایل روز به اوج بهره‌وری می‌رسند. افراد شب‌زنده‌دار، زمان خواب و بیداری دیرتر را ترجیح می‌دهند و در اواخر روز بهره‌وری بیشتری دارند.

 

حدود ۳۵۰ نفر از افراد سحرخیز در مقایسه با ۲۳۷ نفر از افراد شب‌زنده‌دار، به بیماری ALS مبتلا شدند. پس از تعدیل سایر عوامل خطر، نتایج نشان داد که افراد سحرخیز در مقایسه با افراد شب‌زنده‌دار، به طور کلی ۲۰٪ خطر ابتلا به ALS کمتری دارند.
محققان دریافتند که مدت زمان خواب نیز در خطر ابتلا به ALS نقش دارد. افرادی که هر شب بین 6 تا 8 ساعت می‌خوابیدند، نسبت به افرادی که کمتر یا بیشتر می‌خوابیدند، خطر ابتلا به ALS کمتری داشتند.

این تیم همچنین سطح فعالیت بدنی شرکت‌کنندگان را بررسی کرد و دریافت که افراد فعال‌تر، ۲۶٪ کمتر در معرض خطر ابتلا به ALS هستند.

لی گفت: «تحقیقات قبلی نشان می‌دهد که خواب بهتر و فعالیت بدنی بیشتر ممکن است خطر ابتلا به برخی از بیماری‌های عصبی را کاهش دهد، اما نتایج برای ALS متفاوت بوده است.»

لی افزود: «مطالعه ما نشان داد که برنامه خوابی که با ساعات روز مطابقت بیشتری دارد و فعالیت بدنی بیشتر با خطر کمتر ابتلا به ALS مرتبط است.»

 
منبع: مهر

محققان سوئدی با استفاده از فناوری چاپ زیستی سه‌بعدی، موفق به تولید پوست مصنوعی دارای رگ‌های خونی شدند که می‌تواند به بازسازی کامل‌تر و طبیعی‌تر پوست آسیب‌دیده کمک کند.

به گزارش پایگاه خبری گیل تیتر به نقل از سلامت نیوز و wired، در درمان سوختگی‌های شدید و آسیب‌های جدی، بازسازی پوست می‌تواند مسئله‌ای حیاتی باشد. معمولاً سوختگی‌های گسترده با پیوند دادن یک لایه نازک از اپیدرم (لایه‌ی بالایی پوست) از نقاط دیگر بدن درمان می‌شوند. اما این روش باعث ایجاد جای زخم‌های بزرگ می‌شود و همچنین پوست را به حالت طبیعی و عملکردی اولیه بازنمی‌گرداند. مگر اینکه درم (لایه زیر اپیدرم که شامل رگ‌های خونی و عصب‌هاست) بازسازی شود، پوست نمی‌تواند به عنوان یک پوست زنده و طبیعی در نظر گرفته شود.

اکنون، تحقیقات محققان سوئدی ممکن است پزشکی را به بازسازی پوست زنده نزدیک‌تر کرده باشد. آن‌ها دو روش چاپ زیستی سه‌بعدی طراحی کرده‌اند که پوست ضخیم و دارای رگ‌های خونی تولید می‌کند. یکی از این روش‌ها پوستی با تراکم بالای سلول‌ها تولید می‌کند و روش دیگر رگ‌های خونی با شکل‌های دلخواه در بافت ایجاد می‌کند. این دو تکنولوژی، رویکردهای متفاوتی به یک چالش مشابه دارند و در دو مقاله جداگانه در مجله Advanced Healthcare Materials منتشر شده‌اند.

یوهان جانکر، استادیار دانشگاه لینک‌پینگ و متخصص جراحی پلاستیک که این پروژه را هدایت کرده است، می‌گوید:«درم بسیار پیچیده است و ما نمی‌توانیم آن را به‌طور کامل در آزمایشگاه پرورش دهیم. حتی نمی‌دانیم همه اجزای آن چیستند. به همین دلیل ما و دیگران فکر می‌کنیم که می‌توانیم بلوک‌های ساختمانی پوست را پیوند بزنیم و سپس بدن خود درم را بسازد.»

 

انقلابی در درمان سوختگی‌ها/ بازسازی پوست زنده با چاپ سه‌بعدی

 

تیم جانکر یک نوع جوهر زیستی به نام «μInk» طراحی کرده است که در آن فیبروبلاست‌ها (سلول‌هایی که مؤلفه‌های درم مثل کلاژن، الاستین و هیالورونیک اسید را تولید می‌کنند) روی دانه‌های ژلاتینی کوچک اسفنجی رشد می‌کنند و درون ژل هیالورونیک اسید محصور می‌شوند. با استفاده از چاپگر سه‌بعدی و ساخت لایه‌لایه این جوهر، آن‌ها توانستند ساختار پوستی با تراکم سلولی بالا ایجاد کنند.

در آزمایش پیوند روی موش‌ها، این بافت‌ها توانستند کلاژن تولید کرده و مؤلفه‌های درم را بازسازی کنند. همچنین رگ‌های خونی جدیدی در بافت رشد کردند که نشان‌دهنده فراهم شدن شرایط برای تثبیت بلندمدت بافت است.

رگ‌های خونی نقش بسیار مهمی در ساخت بافت‌های مصنوعی دارند؛ بدون آن‌ها، اکسیژن و مواد غذایی نمی‌توانند به طور یکنواخت به همه سلول‌ها برسند و سلول‌های در مرکز بافت به مرور می‌میرند.

 

انقلابی در درمان سوختگی‌ها/ بازسازی پوست زنده با چاپ سه‌بعدی

 

تیم تحقیقاتی همچنین فناوری جدیدی به نام REFRESH (مسیرسازی مجدد رشته‌های معلق هیدروژل) را توسعه داده‌اند که اجازه می‌دهد رگ‌های خونی به شکل انعطاف‌پذیر و آزادانه در بافت‌های مصنوعی چاپ و شکل داده شوند. این رشته‌های هیدروژلی که ۹۸ درصد آب هستند، بسیار مقاوم‌تر از ژل‌های معمولی بوده و حتی در صورت گره خوردن یا بافته شدن شکل خود را حفظ می‌کنند. همچنین خاصیت حافظه شکل دارند و پس از فشرده شدن به شکل اولیه خود بازمی‌گردند.

جالب این‌جاست که این رشته‌ها می‌توانند توسط آنزیمی خاص بدون بر جای گذاشتن رد، از بین بروند. پس از ناپدید شدن رشته‌ها، یک کانال بلند و باریک در جای آن‌ها باقی می‌ماند که می‌تواند به عنوان مجرای جریان خون عمل کند و شبکه‌ای از رگ‌های خونی در بافت مصنوعی ساخته شود. با ترکیب این دو فناوری، می‌توان شبکه‌ای از رگ‌های خونی را در پوست مصنوعی ضخیم و پرسلول طراحی کرد که امکان رسیدن اکسیژن و مواد غذایی به تمامی نقاط پوست را فراهم می‌کند.

محققان همچنین موفق شده‌اند شبکه‌های پیچیده سه‌بعدی با گره‌ها و بافتن رشته‌های هیدروژلی بسازند و امیدوارند در آینده این فرایند را خودکار کنند تا بتوانند به طور مؤثری شبکه رگ‌های خونی را در اندام‌های مصنوعی گسترش دهند.

البته هنوز سوالات زیادی درباره شرایط محیط زخم مانند جلوگیری از التهاب و عفونت باکتریایی باقی مانده است و نیاز به آزمایش‌های دقیق است تا این تکنولوژی‌ها از آزمایشگاه به کاربرد بالینی برسند. با این حال، این فناوری‌ها می‌توانند نقطه عطفی در حل مشکلات دیرینه پزشکی بازسازی بافت باشند.

انستیتو پاستور ایران در پی آسیب‌های ناشی از حملات اخیر، با انتشار بیانیه‌ای ضمن تشریح خسارات واردشده، بر تداوم خدمات بهداشتی و درمانی، نبود هرگونه تهدید میکروبی و شیمیایی و عزم برای بازسازی این مرکز تأکید کرد.

به گزارش پایگاه خبری گیل تیتر،انستیتو پاستور ایران در این بیانیه، از تمامی همکاران علمی در داخل و خارج کشور، همچنین مقامات بهداشتی، دیپلماتیک و نظامی که نسبت به حملات به این مرکز ابراز نگرانی کرده‌اند، قدردانی کرده و به‌طور ویژه از حمایت‌های رئیس‌جمهور، وزیر بهداشت، وزیر امور خارجه و مدیرکل سازمان جهانی بهداشت تقدیر کرده است.

در متن بیانیه انستیتو پاستور ایران آمده است: «انستیتو پاستور ایران از تمامی همکاران علمی در داخل و خارج کشور، مقامات بهداشتی، دیپلماتیک و نظامی که نسبت به حفظ امنمه مراکز بهداشتی و درمانی و حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به این موسسه ابراز نگرانی کردند، به ویژه رییس‌جمهور محترم، وزیر بهداشت، درمان آموزش پزشکی، وزیر امور خارجه و مدیرکل سازمان جهانی بهداشت که با ابراز مواضع روشن، کشورهای متخاصم را از هدف قرار دادن چنین مراکزی برحذر داشتند تقدیر می‌نماید.

 

انستیتو پاستور ایران، نهادی با نزدیک به یک قرن سابقه در خدمت بهداشت عمومی کشور، در جریان جنگ اخیر چندبار مورد آسیب واقع شده است. نخستین آسیب ها در حملات ۹ اسفندماه و آخرین تخریب ها در ۳ فروردین ماه انجام شد. در این حملات، ضمن تخریب تعدادی از ساختمان های اداری و آزمایشگاهی، بخش‌های تحقیقاتی از جمله بانک سلولی، مالاریا، تحقیقات بالینی و بیوتکنولوژی و ادارات فناوری اطلاعات، فنی و مهندسی و حراست این موسسه بیشتر از بقیه آسیب دیده‌ و یا تخریب شده اند. این بخش‌ها، زیرساخت‌هایی بودند که دهه‌ها برای ایجاد و تجهیز آنها تلاش شده بود. خوشبختانه در این حملات، آسیبی به هیچ کدام از کارکنان خدوم انستیتو پاستور ایران وارد نشده است.

هدف قرار دادن مراکز بهداشتی و تولیدکننده دارو و واکسن، نقض آشکار اصول اخلاقی و انسانی در درگیری‌های مسلحانه است. این اقدامات نه‌تنها زیرساخت‌های فیزیکی، که اعتماد عمومی به نظام بهداشت جهانی را هدف قرار می‌دهد.

دشمن پس از این حملات، در مواجهه با واکنش‌های جهانی و محکومیت گسترده هدف قرار دادن مراکز بهداشتی، درمانی و علمی، برای انحراف افکار عمومی، موضوع آلودگی زیست‌محیطی و خطرات میکروبی ناشی از این حملات را مطرح کرد. به مردم عزیزمان اطمینان می‌دهیم از قبل تمهیدات پیش‌بینی‌شده در طرح‌های اضطراری به کار گرفته شده بود و بر اساس پایش هایی که بعد از این حملات نیز انجام شد هیچ‌گونه خطر میکروبی یا شیمیایی متوجه محیط اطراف و شهروندان نبوده و نیست.

 

خدمات انستیتو پاستور ایران با این حملات متوقف نشده است و تولید واکسن و سرم در مجتمع تولیدی انستیتو ادامه دارد. خدمات تشخیصی آزمایشگاهی، واکسیناسیون و توزیع کیت‌های تشخیصی نیز از طریق سایر شعب انستیتو بدون وقفه در حال ارائه است.

متاسفانه در این حملات، بخشی از بناهای این مجموعه که در فهرست آثار ملی ثبت شده بودند نیز آسیب دیده اند. اما تجربه نشان داده است که جامعه علمی ایران در مواجهه با تهدیدها و چالش‌ها، توانایی بازسازی و ارتقا را دارد. پس از تثبیت شرایط، با اتکا به متخصصان داخلی، این مرکز را بازسازی و بهتر از قبل ان شاءالله خواهیم ساخت.»

منبع: وبدا

مدافع سابق میلان با پیشنهادی جنجالی، خواستار تغییر نگاه ساختاری در فدراسیون فوتبال ایتالیا شد.

در آستانه انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال ایتالیا (FIGC) که قرار است در 22 ژوئن برگزار شود، فیلیپو گالی، مدافع اسبق میلان، با پیشنهادی غیرمنتظره محافل ورزشی را غافلگیر کرد. او معتقد است برای خروج از بن‌بست فعلی، فوتبال ایتالیا بیش از ستاره‌های پیشین، به ذهن خلاق و سازمان‌دهنده خولیو ولاسکو نیاز دارد.

در حالی که گمانه‌زنی‌ها پیرامون حضور اسطوره‌هایی چون پائولو مالدینی، روبرتو باجو، الساندرو دل‌پیرو یا دیمیتریو آلبرتینی در بدنه مدیریتی جدید فدراسیون به گوش می‌رسد، گالی در مصاحبه‌ای تاکید کرد که مشکل فوتبال ایتالیا با نام‌ها حل نمی‌شود. او معتقد است این فدراسیون به یک انقلاب فکری و بازنگری کامل در تمام بخش‌ها نیاز دارد تا بتواند مسیر اصلاحات را به درستی طی کند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایلنا، زیر سایه‌ی سنگین جنگی که همین الان در آن نفس می‌کشیم و در دل هیاهوی این روزهای پرالتهاب، این کارگران‌اند که بی‌سپرتر از همه، نخستین ضربه‌ها را به جان می‌خرند؛ ضربه‌هایی که فقط سفره‌ی محقرشان را هدف نمی‌گیرد، بلکه جان و امنیت شغلی‌شان را هم به بازی می‌گیرد. امروز، هر بار که یک کارگر با دلهره پایش را به کارگاه می‌گذارد، در برزخی دلهره‌آور دست‌وپازد: از یک سو چنگ زدن به لقمه‌نانی برای زنده ماندن، و از سوی دیگر هراسِ نفس‌گیر از آژیر خطر، تهدیدات جانی و کرکره‌هایی که ممکن است هر لحظه برای همیشه پایین کشیده شوند. در این روزهای جنگی، حیاتی‌ترین دغدغه‌های یک کارگر مثل «آیا سرِ ماه حقوقی در کار هست؟» یا «چه کسی جانم را در این سوله تضمین می‌کند؟»، دیگر سوالاتی ساده نیستند؛ بلکه به کلاف‌های سردرگمِ حقوقی  تبدیل شده‌اند. 
 مسئله اینجاست که برای مدیریت روابط کار در دلِ این جنگ، هیچ قانون روشنی وجود ندارد. ماده‌ها و تبصره‌های قانون کار، گویی فقط برای روزهای آرام و آفتابی نوشته شده‌اند و حالا که بحران و جنگ بر سرمان آوار شده، همان نیم‌بند حمایت‌های قانونی هم دود شده و به هوا رفته‌اند. برای درک بهتر این وضعیتِ پیچیده و یافتن پاسخی برای پرسش‌های انباشته‌شده در این روزهای بحرانی، به سراغ «کامران الله‌مرادی»، پژوهشگر حوزه حقوق کار رفته‌ایم تا بدانیم در این فضای مه‌آلود، قوانین چگونه عمل می‌کنند، اختیارات نهادهای صنفی تا کجاست و چه راهکارهایی برای پیگیری مطالبات کارگران وجود دارد. مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید. 

قانونی که برای روزهای آرام نوشته شده است

با توجه به نبود «قانون کار ویژه وضعیت جنگی» در ایران و محدود شدن مقررات مرتبط به موادی مانند ماده ۱۵ قانون کار، اگر در شرایط جنگی کارگاهی تعطیل شود، کارگران چه ابزار قانونی برای مخالفت با تعطیلی و اصرار بر ادامه کار دارند؟ در مقابل، آیا در مقررات فرعی (مصوبات شورای‌عالی کار، شوراهای اسلامی کار و…) سازوکاری برای مدیریت روابط کار در وضعیت جنگی پیش‌بینی شده است؟ و در نهایت، در چنین شرایطی، شکل مطالبه‌گری کارگران چگونه دگرگون می‌شود؛ آیا دست کارفرما و دولت در محدود کردن مطالبات کارگری عملاً بازتر نمی‌شود؟ 

واقعیت آن است که در هر نظام حقوقی، با بروز وضعیت جنگی، حقوق صنفی و حرفه‌ای گروه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به طور معمول در چنین شرایطی، حقوق صنفی گروه‌های مختلف از جمله کارگران در اولویت نخست دولت‌ها قرار نمی‌گیرد و تا حدی به حاشیه رانده می‌شود. این امر از پیامدهای فرعی و تا حدی اجتناب‌ناپذیرِ شرایطی مانند جنگ یا بی‌ثباتی‌های سیاسی و امنیتی است؛ وضعیتی که اکنون نیز کم‌وبیش با آن مواجه هستیم. 

در این میان، کارگران از نخستین گروه‌های اجتماعی هستند که از چنین شرایطی آسیب می‌بینند. از منظر حقوقی نیز می‌توان گفت کارگران از جمله اقشاری‌اند که در نتیجه این وضعیت‌ها، امکان مطالبه بسیاری از حقوق خود را از دست می‌دهند یا دست‌کم پیگیری و استیفای آن حقوق برای آنان به مراتب دشوارتر می‌شود. 

نکته مهم این است که از منظر حقوقی، اداره کارگاه و تصمیم‌گیری درباره نحوه فعالیت آن اصولاً بر عهده کارفرماست. کارفرما به اعتبار مالکیتی که بر کارگاه دارد، اختیار تصمیم‌گیری درباره ادامه فعالیت یا تعطیلی آن را نیز داراست. از سوی دیگر، همان‌گونه که اشاره شد، در نظام حقوقی ایران قانون ویژه‌ای برای شرایط جنگی در حوزه روابط کار وجود ندارد و به تبع آن مقررات صریحی برای تنظیم وضعیت کار در چنین شرایطی پیش‌بینی نشده است. 

تقریباً تنها ظرفیتی که می‌توان درباره آن تأمل کرد – البته نه به این معنا که الزاماً نظر قطعی نظام حقوقی ایران نیز همین باشد، بلکه صرفاً به عنوان یک امکان تفسیری – آن است که شاید بتوان از برخی مواد موجود قانون کار برای مواجهه با چنین وضعیتی بهره گرفت. با این حال، به نظر می‌رسد در چارچوب فعلی نظام حقوقی ایران راه‌حل روشن و صریحی برای این مسئله پیش‌بینی نشده است. بنابراین در عمل، اصل بر این است که تصمیم‌گیری درباره تعطیلی یا ادامه فعالیت کارگاه بر عهده کارفرماست. 

این وضعیت تا حد زیادی ناشی از اصلی است که در ادبیات حقوقی از آن با عنوان «وحدت مالکیت و مدیریت» یاد می‌شود. بر اساس این اصل، در منطق حقوقی حاکم بر نظام تقنینی کشور، مدیریت کارگاه از مالکیت آن متأثر است. به بیان دیگر، کسی که مالکیت کارگاه را در اختیار دارد، حق مدیریت آن را نیز داراست و نمی‌توان بدون رضایت او ارکان دیگری را در اداره کارگاه دخالت داد. از این رو، کارگران نمی‌توانند برخلاف تصمیم مالک، مستقلاً درباره ادامه یا توقف فعالیت کارگاه تصمیم‌گیری کنند. 

با این حال، در قانون کار موادی وجود دارد که در زمینه اختلاف میان کارگران و کارفرما قابل توجه است؛ از جمله مواد ۱۴۲ و ۱۴۳ قانون کار. این مواد ناظر بر اختلاف‌هایی هستند که میان کارگران و کارفرما ایجاد می‌شود و ممکن است به تعطیلی کارگاه بینجامد. قانون‌گذار در این مواد وضعیتی را در نظر گرفته است که اگر بر سر اجرای قانون کار میان کارگران و کارفرما اختلافی پدید آید و این اختلاف به تعطیلی کارگاه منجر شود، یا شرایطی به وجود آید که کارگران در محل کار حاضر باشند اما فعالیتی انجام نشود، سازوکارهایی برای رسیدگی به این اختلاف پیش‌بینی شده است. 

در اینجا نکته قابل توجهی وجود دارد. به نظر می‌رسد قانون‌گذار در زمان تصویب قانون کار تمایلی نداشته است که به صراحت از واژه «اعتصاب» استفاده کند و به همین دلیل از تعبیری مانند «حضور کارگران در کارگاه بدون انجام کار» بهره گرفته است. همین شیوه بیان موجب نوعی ابهام در ماده شده است؛ زیرا مشخص نیست که این وضعیت الزاماً ناشی از اراده کارگران است یا ممکن است در نتیجه تصمیم کارفرما نیز شکل گرفته باشد. 

اگر از واژه «اعتصاب» استفاده می‌شد، روشن بود که وضعیت به کارگران منتسب است؛ یعنی آنان در محل کار حاضر می‌شوند اما کار نمی‌کنند. اما در شکل فعلی ماده، قانون مشخص نکرده است که اگر کارگران در محل کار حاضر باشند و تمایل به انجام کار داشته باشند، اما کارفرما اجازه فعالیت به آنان ندهد، آیا این وضعیت نیز مشمول همان ماده می‌شود یا خیر. 

به نظر می‌رسد بتوان استدلال کرد که چنین وضعیتی نیز ممکن است در چارچوب ماده ۱۴۲ قانون کار قابل بررسی باشد و در زمره موارد اختلاف قرار گیرد. در این صورت، هر یک از طرفین – چه کارگران و چه کارفرما – می‌توانند از اداره کار درخواست رسیدگی کنند. اداره کار نیز در مهلتی که قانون تعیین کرده است باید درباره نحوه حل اختلاف اظهارنظر کند. در صورت اعتراض هر یک از طرفین، موضوع به وزارتخانه اعلام می‌شود و در نهایت امکان ارجاع آن به هیأت وزیران وجود دارد. هیأت وزیران نیز می‌تواند تا زمان رفع اختلاف و بازگشت کارگاه به وضعیت عادی، ترتیبی برای اداره کارگاه – به حساب کارفرما – مقرر کند. 

با این حال باید تأکید کرد که این برداشت تا حدی تفسیری موسع از قانون است و از منظر اصول حاکم بر نظام حقوقی ایران چندان هم بی‌چالش نیست. افزون بر این، از نظر اجرایی نیز ممکن است چنین راهکاری در همه موارد کارآمد نباشد. اداره یک بنگاه اقتصادی مستلزم آشنایی دقیق با ساختار مدیریتی، برنامه‌ریزی، شبکه فروش و سایر الزامات عملی آن است و سپردن اداره کارگاه به افراد یا هیأتی که با ماهیت آن کسب‌وکار آشنایی ندارند، ممکن است در عمل مشکلات جدی ایجاد کند. از این رو، در برخی موارد حتی تعطیلی موقت کارگاه ممکن است کم‌هزینه‌تر از چنین مداخله‌ای باشد. 

کارخانه: قلمرو بی‌چالش کارفرما

اگر کارفرما در وضعیت فعلی تصمیم به تعطیلی کارگاه بگیرد و کارگران با این تعطیلی موافق نباشند، آیا می‌توانند با حضور در کارگاه و انجام ندادن کار، وضعیتی ایجاد کنند که ذیل ماده ۱۴۲ قانون کار قرار گیرد و از طریق سازوکارهای آن ماده به اختلاف رسیدگی شود؟ 

ابتدا باید تأکید کنم که چنین برداشتی از نظر من تفسیری بعید است. پاسخ روشن این است که در نظام حقوقی ایران، در نهایت تصمیم‌گیری درباره اداره کارگاه با مالک آن است. بنابراین در حالت معمول، سازوکار مشخص و مستقلی برای مقابله با تصمیم کارفرما در خصوص تعطیلی کارگاه پیش‌بینی نشده است. 

با این حال، اگر بخواهیم ظرفیت‌های تفسیری موجود در نظام حقوقی را نیز در نظر بگیریم، می‌توان به همان نکته‌ای اشاره کرد که پیش‌تر مطرح شد. البته حتی این برداشت نیز چندان قطعی نیست و با توجه به اصول حاکم بر نظام حقوقی ایران، همان پاسخ نخست با واقعیت حقوقی سازگارتر به نظر می‌رسد. 

با وجود این، می‌توان چنین استدلال کرد که قانون‌گذار در ماده ۱۴۲ قانون کار تصریح نکرده است که تعطیلی کارگاه الزاماً باید از سوی چه کسی صورت گرفته باشد. بنابراین اگر کارگران در محل کار حاضر باشند اما کارفرما اجازه انجام کار به آنان ندهد، ممکن است بتوان این وضعیت را نیز مشمول همان ماده دانست. 

در این صورت، مرجع رسیدگی اداره کار محل خواهد بود. اداره کار نیز مرجع قضایی نیست، بلکه مرجع اداری حل اختلاف در حوزه روابط کار است. این مرجع نظر خود را به طرفین اعلام می‌کند و در صورت اعتراض هر یک از طرفین، موضوع به وزارتخانه ارجاع داده می‌شود و در نهایت امکان طرح آن در هیأت وزیران وجود دارد. 

بدیهی است که طی شدن چنین فرآیندی زمان‌بر است و در عمل نیز برای بسیاری از کارگاه‌ها چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. هنگامی که موضوع به سطح هیأت وزیران می‌رسد، روشن است که ورود به چنین روندی برای یک کارگاه کوچک یا حتی متوسط عملاً بسیار دشوار خواهد بود. افزون بر این، حتی اگر از نظر اداری چنین مسیری قابل تصور باشد، از منظر مدیریتی و عملی با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد بود. 

نهادهای صنفی؛ ناظرانی که قانون دستانشان را در  در روزهای بحران بسته است

در قوانین شوراهای اسلامی کار، انجمن‌های صنفی و مجامع نمایندگان کارگری، آیا برای شرایط بحرانی یا جنگی، اختیار ویژه‌ای در زمینه تصمیم‌گیری درباره ادامه یا توقف کارگاه به این نهادها داده شده است؟ 

در نظام حقوقی ایران، نهادهای صنفی کارگران مانند شوراهای اسلامی کار یا انجمن‌های صنفی، نقش عمدتاً مشورتی و نظارتی دارند؛ نه مدیریتی یا اجرایی. این نهادها می‌توانند در خصوص مسائل رفاهی و صنفی، پیشنهادها و نظرات خود را به کارفرما یا مراجع ذی‌ربط ارائه کنند، اما اختیار تصمیم‌گیری درباره نحوه اداره کارگاه را ندارند. 

در شرایط بحرانی مانند جنگ یا بحران‌های امنیتی، این محدودیت بیشتر نمود پیدا می‌کند؛ چراکه تصمیم‌گیری درباره ادامه یا توقف فعالیت کارگاه در نهایت تابع اراده کارفرماست. شوراهای اسلامی کار هیچ صلاحیت قانونی برای جانشینی تصمیم کارفرما یا جلوگیری از تعطیلی کارگاه ندارند. 

البته، قانون کار برای حفظ حقوق کارگران سازوکارهایی را جهت اعتراض یا پیگیری قانونی اختلاف‌ها پیش‌بینی کرده است؛ اما این اقدام‌ها صرفاً در قالب شکایت یا داوری اداری انجام می‌شوند و امکان تصمیم‌گیری مستقلاً از سوی نهاد صنفی وجود ندارد. بنابراین، حتی در شرایط بحران، نقش این نهادها محدود به حمایت از کارگران در سطح مشورتی و اطلاع‌رسانی است، و نه مداخله در روند مدیریتی کارگاه. 

وقتی امنیت جان به مسئله‌ای حقوقی تبدیل می‌شود

در برخی واحدهای بزرگ، به‌ویژه در شرایط جنگی، با وضعیت معکوس مواجهیم: کارگران به دلیل خطرهای امنیتی و جانی خواستار توقف کار یا کاهش ظرفیت و افزایش تدابیر ایمنی هستند، اما کارفرما بر ادامه کار اصرار دارد.  در چنین مواردی، از منظر حقوقی، آیا می‌توان رفتار کارفرما را قصور دانست و اگر حادثه‌ای رخ دهد، آن را در زمره حوادث ناشی از کار و قابل تعقیب دانست؟ و آیا کارگران می‌توانند با استناد به ماده ۱۵ قانون کار و قاعده تعلیق قرارداد، از حضور در محل کار خودداری کنند؟ 

در چنین وضعیتی می‌توان به مفهوم «قوه قاهره» یا فورس‌ماژور استناد کرد. در ادبیات حقوقی، قوه قاهره به حادثه‌ای اطلاق می‌شود که خارج از اراده و کنترل طرفین قرارداد رخ می‌دهد و اجرای تعهدات قراردادی را موقتاً غیرممکن یا به‌شدت دشوار می‌سازد. جنگ از مصادیق روشن چنین وضعیتی است؛ زیرا رخدادی خارج از اراده طرفین رابطه کار است و می‌تواند به طور مستقیم جان و امنیت افراد را به خطر اندازد. 

در چارچوب حقوق کار، بروز چنین شرایطی می‌تواند به «تعلیق قرارداد کار» منجر شود. در حالت تعلیق، تعهدات اصلی طرفین موقتاً متوقف می‌شود؛ به این معنا که کارگر الزام عملی به انجام کار ندارد و در مقابل، تعهدات کارفرما نیز تا زمانی که مانع برطرف نشده است به حالت تعلیق درمی‌آید. 

هرچند در متن قانون کار به طور صریح از جنگ نام برده نشده و بیشتر به حوادثی مانند سیل یا زلزله اشاره شده است، اما این موارد در واقع نمونه‌هایی از یک قاعده کلی‌اند. بنابراین از نظر تفسیری می‌توان جنگ را نیز در زمره همان حوادث قهری قرار داد؛ زیرا ماهیت آن نیز حادثه‌ای خارج از اراده طرفین است که اجرای عادی تعهدات قراردادی را مختل می‌کند. 

در این میان، مسئله مهم تشخیص سطح خطر است. ممکن است خود کارگاه مستقیماً هدف حمله قرار نگرفته باشد، اما در محدوده‌ای قرار داشته باشد که خطر جدی و قابل اعتنایی برای جان کارگران وجود دارد؛ برای مثال زمانی که تأسیسات یا واحدهای صنعتی مجاور هدف حمله قرار گرفته‌اند. در چنین مواردی معیار تشخیص تا حد زیادی عرفی است؛ یعنی باید دید آیا یک فرد متعارف نیز این وضعیت را خطرناک و غیرعادی تلقی می‌کند یا خیر. 

اگر بر اساس چنین معیاری خطر جدی برای جان کارگران احراز شود، می‌توان استدلال کرد که قرارداد کار در آن وضعیت معلق است و کارگر الزام حقوقی به ادامه کار ندارد. در نتیجه، اجبار کارگران به حضور و ادامه فعالیت در چنین شرایطی از سوی کارفرما فاقد پشتوانه حقوقی خواهد بود. 

البته در عمل ممکن است کارفرما از ابزارهای غیررسمی برای اعمال فشار استفاده کند؛ برای مثال تهدید کند که در صورت‌ عدم حضور، قرارداد کارگران در آینده تمدید نخواهد شد یا فرصت‌های شغلی بعدی در اختیار آنان قرار نمی‌گیرد. این اقدامات الزام حقوقی مستقیمی ندارند، اما می‌توانند نوعی فشار غیررسمی تلقی شوند. با این حال، اگر کارفرما صراحتاً اعلام کند که‌ عدم حضور در چنین شرایطی به اخراج منجر خواهد شد، چنین اقدامی می‌تواند از منظر حقوقی قابل اعتراض و پیگیری در مراجع حل اختلاف کار باشد. 

خطرِ کار، مسئولیتِ کارفرما

اگر در واحدی، کارخانه مجاور هدف حمله قرار گرفته، کارگران خواسته‌اند کار با ظرفیت کمتر ادامه یابد، اما کارفرما نه‌تنها نپذیرفته بلکه تهدید کرده هرکس محل را ترک کند اخراج خواهد شد، در صورت وقوع حادثه، چه سطحی از مسئولیت حقوقی و کیفری متوجه کارفرما خواهد بود؟ آیا این مسئولیت می‌تواند تا حد ایراد صدمه یا حتی قتل غیرعمد پیش برود؟ 

اگر در شرایط خطر جدی، کارفرما بر ادامه فعالیت اصرار داشته باشد و در نتیجه آن، حادثه‌ای برای کارگران رخ دهد، از منظر حقوقی مسئولیت کیفری کارفرما قابل تصور است. 

بر اساس اصول عام حقوق جزا و نیز مقررات قانون کار، چنانچه کارفرما با علم به وجود خطر، اقدامی کند یا ترک اقدامی نماید که جان یا سلامت کارگر را به مخاطره اندازد، در صورت وقوع صدمه یا مرگ، مسئولیت او می‌تواند از سطح مدنی به کیفری ارتقا یابد. 

البته احراز این مسئولیت نیازمند بررسی دقیق موردی است. باید اثبات شود که خطر برای کارفرما قابل پیش‌بینی و قابل اجتناب بوده است و او با وجود اطلاع، اقدامی برای پیشگیری نکرده است. اگر چنین شرایطی احراز شود، حسب مورد می‌تواند مشمول عنوان‌های کیفری از جمله سهل‌انگاری منجر به قتل یا صدمه بدنی غیرعمد گردد. 

به هر حال، اگرچه از نظر تئوریک مسئولیت کیفری قابل استناد است، در عمل پیگیری آن به دلیل دشواری اثبات تقصیر و طولانی بودن روند رسیدگی، اغلب با چالش‌های اجرایی روبه‌رو است. 

صدای کارگران در راهروهای کند ادارات

با توجه به اختلال‌های اخیر در سامانه‌ها و کاهش ظرفیت ادارات کار، در وضعیت فعلی و در شرایط جنگی، کارگران عملاً تا چه حد می‌توانند مطالبات خود را از مسیرهای رسمی و قانونی پیگیری کنند؟ 

از منظر حقوقی و در سطح قواعد رسمی، تفاوتی میان وضعیت فعلی و شرایط عادی وجود ندارد؛ زیرا همان‌طور که گفته شد، ما قانون ویژه‌ای برای شرایط جنگی در حوزه روابط کار نداریم. بنابراین، از لحاظ نظری و حقوقی، کارگران همچنان حق دارند مطالبات خود را پیگیری کنند. 

اما از حیث اجرایی، شرایط به‌شدت دشوار شده است. برای نمونه، طی حدود دو ماه گذشته، سامانه جامع روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ظاهراً با اختلالات جدی در زیرساخت‌های داده‌ای مواجه بوده و بخش دادرسی الکترونیکی آن عملاً از کار افتاده است. پس از آن، هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف ناگزیر شدند برای مدتی به صورت دستی پرونده تشکیل دهند. حدود یک ماه نیز رسیدگی‌ها تقریباً متوقف بود. سپس با وقوع تحولات اخیر، ادارات کار در بسیاری از نقاط کشور با ظرفیت بسیار محدود، گاه در حد ده تا بیست درصد نیرو، فعالیت کرده‌اند. در نتیجه، بسیاری از فرآیندها طولانی‌تر شده و رسیدگی به اختلافات کارگری و کارفرمایی نیز در عمل از اولویت دستگاه اجرایی خارج شده است. 

بنابراین، اگرچه از منظر قانونی، کارگران همچنان می‌توانند به ادارات کار مراجعه و حقوق خود را مطالبه کنند، اما از حیث عملی، این پیگیری با دشواری‌های بسیار جدی روبه‌رو شده است. البته وضعیت در همه شهرها یکسان نیست؛ برخی ادارات کار فعال‌ترند و برخی دیگر تقریباً در آستانه تعطیلی قرار دارند. در مجموع، پیگیری مطالبات کارگران در وضعیت کنونی، به‌مراتب دشوارتر از گذشته شده است. 

حق اعتراض؛ قانونی روی کاغذ

در سطح درون‌کارگاهی، آیا کارگران در شرایط کنونی همچنان از امکان مطالبه‌گری صنفی برخوردارند؟ و آیا از نظر حقوقی، وضعیت جنگی تغییری در چارچوب حقوق  اعتراض صنفی ایجاد کرده است یا صرفاً در سطح اجرا و امکان اعمال این حقوق تأثیر گذاشته است؟ 

از نظر حقوقی، حقوق اعتراضی و صنفی کارگران در شرایط بحرانی تغییر نمی‌کند؛ یعنی همچنان کارگران از حق پیگیری، اعتراض و طرح شکایت برخوردارند. قانون کار و دیگر مقررات مرتبط، محدودیتی جدید در این زمینه پیش‌بینی نکرده‌اند. 

با این حال، در واقعیت اجتماعی و اجرایی، میزان اثرگذاری و امکان اعمال این حقوق به شدت کاهش می‌یابد. در فضای جنگی یا بحرانی، تمرکز دولت‌ها معمولاً بر حفظ امنیت عمومی و تأمین نیازهای فوری مردم است، نه بر اجرای کامل حقوق صنفی. در چنین شرایطی، نه تنها ظرفیت نهادهای صنفی کاهش می‌یابد، بلکه صدای اعتراض‌ها نیز کمتر شنیده می‌شود. 

به بیان دیگر، حقوق کارگران در متن قانون همچنان وجود دارد، اما در عمل، ضمانت اجرایی مؤثر آن تضعیف می‌شود. به همین دلیل، شرایط بحرانی بیش از آنکه موجب تغییر رسمی در نظام حقوقی شود، باعث کاهش کارایی عملی آن نظام می‌شود.

یک مقام صنفی گفت: تسریع در ترخیص کالاهای اساسی که با همکاری وزارت اقتصاد صورت گرفته، باعث شده از بابت توزیع و ذخیره کالا در شرایط جنگی نگرانی نداشته باشیم.

حمیدرضا رستگار رئیس اتاق اصناف تهران در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: بخش خصوصی در این شرایط همواره پای کار بوده، بنابراین حمایت از کسب وکارها در این شرایط بسیار اهمیت دارد.

رستگار با اشاره به افزایش ترخیص کالا از گمرکات کشور گفت: این اتفاق همزمان با کاهش مدت زمان ترخیص کالا از گمرکات رخ داده که نقش بسیار موثری در افزایش میزان عرضه کالاهای اساسی داشته است.

وی افزود: تسریع در ترخیص کالاهای اساسی که با همکاری وزارت اقتصاد صورت گرفته، باعث شده از بابت توزیع و ذخیره کالا در شرایط جنگی نگرانی نداشته باشیم.

رستگار در ادامه تصریح کرد: با همکاری تمامی دستگاه ها از جمله وزارت اقتصاد و وزارت صمت تمهیداتی برای پشتیبانی از زنجیره تامین تولید در کشور صورت گرفته است.

وی افزود: حفظ جریان تجارت در شرایط اضطراری و کاهش شدید رسوب کالاها در گمرکات کشور با مجوزهای ویژه وزارت اقتصاد در شرایط جنگی کشور همچنان پایدار مانده است‌.

وی ادامه داد: همچنین شاهد افزایش سهمیه ارزی مناطق آزاد جهت افزایش ترخیص کالاهای اساسی و دیگر کالاهای موردنیاز کشور از این مناطق بودیم که خود نقش مؤثری در بهبود وضعیت اقتصادی و پایداری شرایط کالایی کشور داشته است.

او به حوزه مدیریت اقتصاد جنگ اشاره کرد و افزود: مسائل مرتبط با تامین مالی پایدار بودجه دولت، اجرای بدون وقفه احکام بودجه در حوزه تسویه مطالبات و بدهی‌های دولت بسیار حائز اهمیت است که در این بخش هم اقدامات لازم انجام شد.

رستگار گفت: ترخیص کالاها در شرایط جنگ مبتنی بر ۲۴ ساعته شدن گمرکات کشور، پوشش بیمه جنگ چه در حوزه داخلی و چه در حوزه تجارت خارجی، بهره‌گیری از ظرفیت مناطق آزاد برای تسهیل ورود زمینی و تامین سریع کالاهای موردنیاز کشور و همچنین اعطای تسهیلات ویژه به مردم و کسب‌وکارها در شرایط جنگی جزو اقدامات ویژه دولت و وزارت اقتصاد بوده که طبق بررسی‌های انکام شده از سوی اصناف این اقدامات صورت گرفته است.

  1. محبوبترین ها